▪️اندوه فرهنگی (و مصرفگرایی)▪️ستگادین ۱۲ شهریور ۱۴۰۱
بازاریابها( و سیاستمداران) دهها سال است که برای تشدید اندوه فرهنگی تلاش کردهاند تا احساسات ما را تحت کنترل خویش درآورند.
این اندوه عاطفیِ غمانگیز بخاطر مسائلی چون ناتوانی در نگهداری از فرزندانتان، یافتن جایی برای زندگی یا کنارآمدن با یک ضربهی روحی بوجود نمیآید بلکه یک اندوه فرهنگی مندرآوردی بدست جوامع صنعتی مدرن است.
این همان احساس شرمی است که به راحتی به خاطر نداشتن یک کت و شلوار برای مهمانی یا استفاده از یک ساعت مچی هوشمند مدل قدیمی به جای مدل جدید در شما به وجود میآید. این نارضایتی از آگاهی به اینکه همیشه چیزی «بهتر» در دسترس است ایجاد میشود. یک نارضایتی مندرآوردی است که از فشار اطرافیان و نگرانی از طردشدن توسط آنها یا احساس عقبماندن از آنها بوجود میآید.
یا ممکن است ناشی از احساس شرم اجتماعی باشد که از حضور ناکافی در رسانههای اجتماعی به شما دست بدهد. یا اضطراب ناشی از تماشای سایرین که همواره در حال نمایش خوشبختی آنلاین خویش هستند.
این اندوه فرهنگی با نوعی احساس نوستالژی نسبت به زمانی که همهچیز عالی بود یا اضطراب دربارهی آیندهای که تصور میکنیم در آن به اندازهی کافی برخوردار نخواهیم بود تقویت میشود.
ترس از این نوع اندوه فرهنگی، فقط ما را به سمت خرجکردن پول برای اجتناب از آن سوق میدهد. هدردادن پسانداز زندگی و آرامش ذهنی بخاطر نگرانی از مراقبتهای اواخر زندگی، آسانتر از نوشتن یک وصیتنامه است. تسلیمشدن دربرابر تاکتیکهای پرفشار معاملهگران املاک، آسانتر از آنست که مستقیماً به احساسی که از عدم تصاحب این خانهی خاص به شما دست خواهد داد نگاه کنید. بودجهبندی هزینهها، کار سختی است ولی اینکه پول خرج کنید تا دیگر بودجهبندی نکنید، آسان است.
به نظر میرسد که فروشِ یک روش راحت و بیدردسر برای اجتناب از این رنج اجتماعی، فرمولی برای رشد شرکتهاست. بنابراین افراد با داشتن منابع فراوان، هنوز هم راضی نیستند. چون آنها تسلیم روایات ساختهشده مربوط به اندوه فرهنگی شدهاند. پس هربار که چیزی برای اجتناب از اندوه فرهنگی میخرند، متوجه میشوند که آن درد و رنج هنوز پابرجاست.
دوندگان ماراتون، شکایتی از خستگی ندارند چون خستگی لازمهی یک مسابقهی خوب است. و بشر همیشه در حال یافتن لحظاتی از اندوه فرهنگی است و این به هر کدام از ما بستگی دارد که تصمیم بگیریم (در کوتاهمدت و بلندمدت)، چگونه با آن کنار بیاییم. شاید همین اعتراف به وجود اندوه فرهنگی، اقدامی منطقی باشد.
.