قیامهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ از این بابت اهمیت دارند که احتمالاً آرزوی بنیانگذاری «جوچهٔ اسلامی» را بر دل دیکتاتور پیر ایران گذاشتهاند. انفجارهای اجتماعی که منتج از فشارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر طبقات گوناگون جامعه بودهاند، هشدارهایی جدی برای حکومت تمامیتخواه جمهوری اسلامیاند.
جوچه، آیینی است که کیم ایل سونگ از میانهٔ دههٔ شصت میلادی آن را به بنیان ایدئولوژی حکومت کره شمالی تبدیل کرد و در آن، برای تمام مراتب و مناسبات زندگی انسانها تحت آن حکومت چارچوبی تعریفشده ارائه داد. از هنر گرفته تا مدل موی آدمها و آداب سخنگفتن، همه در جوچه تعریفشدهاند.
عبارتسازیها یا داستانسراییهای خامنهای، همه نشأت گرفته از آرزوی ساختن جوچهٔ خودش است که گاهی با نام «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» از آن یاد میکند. در جوچهٔ خامنهای، همهٔ مردم باید به سبک طلاب دههٔ چهل شمسی زندگی کنند و اساس اقتصاد باید برپایهٔ «اقتصاد مقاومتی» شکل بگیرد و حتی مردم باید به رادیو و تلویزیون بگویند «رادیان و تلویزیان».
همهٔ اینها در چند هفتهٔ آخر زندگی آزاد خامنهای شکل گرفتند؛ از آخرین سفر خارجی او به سرزمین جوچه، کرهٔ شمالی!
درست یکماه قبل از رهبر شدنش (اردیبهشت ۶۸)، درست یکماه قبل از آغازِ سهدهه حصر خانگیاش.
او هنوز با همان خاطرات میزید.
قیامهای برخاسته از بدنهٔ اجتماع که خاستگاههای حزبی ندارند، هشداری کاملاً جدی به رؤیاپردازیهای پیرمردِ دخمهنشین هستند. او میخواست جوچهٔ خودش را داشته باشد و این خزعبلاتی که در بهاصطلاح «سندهای چشمانداز» بیست ساله و چهل و هفتساله و... میآورد هم برآمده از همین آرزوی باطلند.
آرمان جوچهٔ خامنهای، پلهپله دارد همهٔ سواران بر کشتیِ حکومت جمهوری اسلامی را به گرداب نابودی میکشد. این اصلاحطلبانِ واقعی، با خامنهای مشکل دارند دقیقاً به همین سبب است که آنها دلسوزانه بقای جمهوری اسلامی را میخواهند اما خامنهای سکان کشتی را به ناکجاآباد خودش میبرد.
مردم ایران اما حالا تصمیمشان را گرفتهاند. آنها نمیخواهند مرعوب و تسلیم جوچهٔ پیرمرد شوند. پیرمردی که هنوز با آخرین خاطرات پیش از دخمهنشینیاش برای هشتاد میلیون نفر تصمیم میگیرد.
______@ajibzad