⚠️ ‏سه باور نادرست که باید از ادبیات راهبردی حذف شود:
‏۱. «آستانه‌ی اتمی بازدارندگی می‌آورد.» نه لزوماً. آستانه‌ی اتمی بدون قابلیت بقا، ابهام معتبر، اراده‌ی سیاسی و معماری فرماندهی، بیشتر فشار پیش‌دستانه تولید می‌کند تا بازدارندگی.
‏۲. «حتی یک بمب بازدارندگی می‌آورد.» یک بمب، بدون سامانه‌ی فرماندهی و کنترل، زنجیره‌ی تصمیم‌گیری، امنیت نگهداری، امکان بقا پس از ضربه‌ی اول و توان انتقال پیام، الزاماً بازدارنده نیست. بمب به‌تنهایی بازدارندگی نیست؛ همانطور که برای آفریقای جنوبی نبود.
‏۳. «تنگه‌ی هرمز جانشین بازدارندگی اتمی است.» هرمز یک اهرم ژئواکونومیک است، نه جانشین بازدارندگی راهبردی. می‌تواند هزینه‌ی بحران را برای دیگران بالا ببرد، بازار انرژی را حساس کند و بر محاسبات اقتصادی بازیگران اثر بگذارد، اما جایگزین قابلیت بازدارندگی پایدار نمی‌شود. اتکا به هرمز به‌عنوان سپر راهبردی، ممکن است به‌جای بازدارندگی، ائتلاف‌سازی علیه ایران، تشدید نظامی و فرسایش مشروعیت بین‌المللی ایجاد کند.
‏ بازدارندگی هسته‌ای در نهایت محصول داشتن بمب نیست؛ محصول ترکیب توان تخریب، بقاپذیری، فرماندهی و کنترل، اعتبار تهدید، اراده‌ی سیاسی، محاسبه‌پذیری و توان مدیریت تنش است. بدون این‌ها، آستانه یا هرمز به‌تنهایی بازدارندگی نمی‌سازند؛ فقط می‌توانند توهم بازدارندگی تولید کنند.
#حسین_قتیب

❌Ellinne

Comments

Be the first to add a comment