✳️ خوب است بدانیم که:

✅ حدود دویست سال پیش هیوم و هاول در شمال شهر ملبورن در حال صعود به یک قله ی هشتصد متری بودند آن روزها - بر خلاف امروز که مسیرها هموار شده است. مسیر چندان هموار و مناسب نبود اما به سختیهای رفتن آن مسیر می ارزید. آنها میخواستند با صعود به قله نمای زیبایی از بندری که در آن حوالی بود ببینند.

🔸پس از تلاش و کوشش فراوان به قله رسیدند هیچ چیز دیده نمیشد. در اطراف قله آنقدر پوشش گیاهی متراکم و درختان مختلف وجود داشت که فضای دید را محدود میکرد.

آنها به پایین کوه برگشتند و برای قله نامی انتخاب کردند که تا امروز هم مانده است قله ناامیدی.
قله ناامیدی پدیده ای است که هر روز و هر لحظه در اطراف ما دیده می شود بسیار تلاش می کنیم تا به یک هدف دست پیدا کنیم اما بعداً می بینیم که آن هدف چندان ارزش نداشته و قرار گرفتن در قله ی آن هدف منظره ی چشمگیری پیش چشم مان نگشوده است.

🔹اما بسیاری از ما با هاول و هیوم یک تفاوت اساسی داریم. آنها آنقدر شجاع بودند تا نام اشتباهشان را بر قله بگذارند و مطمئن شوند که فرد دیگری این اشتباه را نمیکند و بی علت ناامید نمی شود ولی ما برای اینکه کم نیاوریم برای اینکه به نفهمیدن ها و ندیدن ها و ندانستن های قبلی خود اعتراف نکنیم حاضریم به دروغ لذت تجربه ی منظره هایی را تعریف کنیم که از آن قله هرگز دیده نمی شوند.

شاید در دوران وفور حرف های مثبت و انگیزشی لازم باشد بعضی از افرادبا تجربه از قله های ناامیدیشان هم برای ما بگویند و روایت کنند.
بگویند: رفتیم، موفق شدیم، رسیدیم اما در قله هیچ چیز خاصی نبود.
ذهن زیبا
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment