در این بین ها دو سه مسألۀ کوچک داخلی اتفاق افتاده است که قابل ذکر می باشد. یکی اینکه محاکمات خرابکاران علنی شد. یعنی [از] بس روزنامه های خارجی و {عفو بین المللی} سر و صدا کردند، محاکمات را علنی کردیم، یعنی هم چوب را خوردیم و هم پیاز را، هم فحشهای خارجی را خوردیم که محاکمات علنی نبوده، بعد هم محاکمات را علنی کردیم که فحش محاکمه شدگان را بشنویم و تازه از این طرف افتادیم، یعنی در جلسۀ محاکمه، مخبر و عکاس و تلویزیون گذاشتیم به طوری که مایۀ مضحکۀ خارجی ها شد و این قسمت را مسخره و بزرگ کردند، منجمله مخبر بی بی سی در این خصوص گفت {محاکمۀ نمایشی} show trial، و این امر شاهنشاه را به شدت عصبانی کرد. صبحی که یک سفیر شرفیاب شده بود اعتبار نامه بدهد، به من فرمودند: این پدرسوخته #بی_بی_سی محاکمات ما را مسخره کرده است. عرض کردم من نشنیدم، ولی متن آن را می گیرم می بینم. متن را گرفته و دیدم، چیزی نگفته الا آن که جریان را تعریف کرده و گفته است مثل این بود که {محاکمه نمایشی} بوده است. وقتی به کاخ علیاحضرت ملکۀ پهلوی برای شام رفتم و شاهنشاه تشریف آوردند، از من سؤال کردند گزارش بی بی سی را دیدی؟ عرض کردم: بلی، چیز مهمی نبود، جریان را تعریف کرده. فرمودند: پیش تو هست؟ عرض کردم: بلی. گرفتند خواندند. در آن جا گفته بود [دادستان]... مقداری بدکاریهای گریلاها را تعریف کرد که مربوط به متهم نبود و کلّیات بود. فرمودند به به! می گویی چیزی نبود؟ پس این چیست؟ عرض کردم: عین جریان است. فرمودند: «بسیار خوب، بسیار خوب پس ما هم می فهمیم عین جریان یعنی چه؟ و شروع کردند داد زدن، به طوری که علیاحضرت پهلوی و شهبانو و سایر والاحضرتها که حضور داشتند تعجب کردند. خودم هم تعجب کردم که اولاً این مطلب که عین جریان است، ثانیاً آن قدرها مهم نیست هیچ وقت هم شاهنشاه با من چنین رفتاری نمی کنند، اما خونسردی خودم را حفظ کردم. حقیقت این است که عصبانی هم نشدم و جداً متعجب شده بودم که یعنی چه؟ باری دیگر عرضی نکردم.

📚#خاطرات_اسدالله_علم
🖌#امیر_اسدالله_علم
جلد 2 & صفحۀ 331 و 332
تهران، کتاب سرا
ویرایش از #دکتر_عالیخانی
#سه_شنبه & 1351/6/28
#بیست_و_هشتم_شهریور

Comments

Be the first to add a comment