نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی میرفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟
نابینا بخندید که این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بیخرد است تا با من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
حال نادان را ز نادان به نمیداند کسی
گرچه در دانش فزون از بوعلی سینا بود
طعن نابینا زدی ایدم ز بینایی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
🖌 جامی
📕 بهارستان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing