✅ #حکایتها ، ۱۱۵ تاریخی
آوردهاند رضاخان پس از بحران جمهوری خواهی در اسفند ۱۳۰۲ رو به شریعت و روحانیت آورد او داشت هم «گناه» رهاکردن جمهوری خواهی را از گردن خود برداشته و بر گردن علما می انداخت، و هم خودش را مطيع خواسته روحانیت نشان میداد.
سردار سپه از اواخر فروردین و بعد از آنکه توانست مجددا اقتدار و جایگاهش را بدست آورد «سعی کرد تا هر چه بیشتر خود را به روحانیت نزدیک سازد. هیچ فرصتی را در دید و بازدید با آنها از دست نمی داد. در ماه محرم (آن سال) مجلس عزاداری و روضه خانی بزرگی از روز اول محرم در خانه خود ترتیب داد و خودش به اتفاق خانواده همیشه حضور داشتند.
به این هم بسنده نکرد و یکی از بزرگترین دسته های سینه زنی را در تهران به راه انداخت. تمامی لشکر قزاق به همراه امرای ارتش با سنج، دهل، علم و کتل در نهایت نظم و ترتیب و ابهتی چشمگیر در خیابانهای تهران به راه افتادند و خود رضاخان به همراه امرای ارتش در جلو دسته، در حالی که سینه و زنجیر می زدند حرکت کردند. آنها از یک مسجد به مسجد دیگر و از یک تکیه به تكیه بعدی رفته، به عزاداری پرداختند و تعداد زیادی گاو، گوسفند و شتر در جلو دسته شان کشتند. از همه جالب تر «دم» آنها بود. گروهی از نظامیان در عقبه دسته دم میدادند « اگر در کربلا قزاق بودی» و جلوی دسته جواب میداد «حسین بی یاور و تنها نبودی».
منبع: کتاب رضاشاه، زیباکلام،۱۸۰
کانال مقاله ها
🌺 @eduarticle