«در سفر به کردستان، شنیدن پایان زندگی دختر معترض کردستان؛ شلر، آن لاله واژگون کوهستان، رنج زنان در سلول انفرادی را دوباره به تصویر کشید.
در سلول انفرادی چه بر سر شلر آمد که مرگ را به بازگشت به سلول ترجیح داد؟
شلر دانشجوی رشته علوم سیاسی در دانشگاه رازی کرمانشاه بود ،۲۴مهرماه سال نود، رهبر حکومت برای سخنرانی در جمع دانشجویان به دانشگاه رازی میرود و شلر به اتفاق ۸۶ دانشجوی دیگر طوماری انتقادی را تهیه کرده و در جلسه قرائت میکنند. دو روز بعد شلر سر کلاس درس بازداشت میشود، البته ربوده میشود.
تا پنج ماه هیچکس خبری از شلر نداشت تا اینکه بهمن ماه تماسی از زندان اوین با پدر شلر گرفته میشود و شلر با قید وثیقه آزاد میشود. شلر حاضر به ترک وطن نمیشود، در تلاش برای ادامه تحصیل در دورههای فوق ثبت نام میکند و کتاب میخرد و بخشی را نیز سفارش میدهد.
ناگهان دی ماه سال نود و یک از دادستانی تماس میگیرند که شلر را به زندان بازگردانید. وضعیت شلر در روز آزادی به قید وثیقه دردناک و جانکاه بوده . دختری که ورزشکار و نابغه بود و سرشار از عشق و شور زندگی و سرزندگی، از در زندان با کمک چند زن که زیر بغلش را گرفته بودند، پا به بیرون میگذارد. دوباره فراخواندن او، دوباره رفتن او به سلول، دوباره رنج جانکاه و ...! نمیدانم طی پنج ماه چه بر او گذشته بود؟
یک روز بعد شلر تفنگ شکاری بابا بزرگ را در روستای قلعه گلینه در میان کوههای پر درد کردستان به سینهاش میفشارد و ماشه میکشد اما خود را به دست ماموران حکومت نمیسپارد. روایت سلولهای انفرادی در سینه برخی ماند و به سینه کوهستانها سپرده شد، چه بر سرشان آمد؟»
متن و
تصاویر (کلیک کنید) از اینستاگرام نرگس محمدی
اگر در جریان بازداشت شلر، او از حق داشتن وکیل برخوردار بود و حقوقی که باید در مورد متهمان رعایت شود، نقض نمیشد، شلر سرنوشت دیگری پیدا میکرد.
به نظر شما چگونه میتوان به زندانیهایی که کمتر شناخته شده هستند، به لحاظ حقوقی یاری رساند؟ وکلای دادگستری چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند؟ خانوادهها چطور؟ چه آموزشهایی باید ببینند؟
#شکنجه #حقیقت_زندان #سلول_انفرادی #شلر
#یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech