شامگاه یکی از روزهای ژانویه، گاوی را دیدیم که از ایوان کاخ ریاست‌ جمهوری، به شفق چشم دوخته بود؛ راستی تصورش را بکنید، گاوی در ایوان مقر حکومت، چه افتضاحی! این هم شد مملکت؟ اما مردم چه حدس‌ ها که نزدند، آخر مگر ممکن است گاوی خود را به ایوان برساند، همه می‌ دانند که گاو نمی‌ تواند از پله بالا برود، حتی اگر پلکان از فرش پوشیده نباشد. آن‌قدر حدس زدند که آخرش نفهمیدیم آیا به راستی گاو را دیده‌‌ایم یا آنکه شامگاهی موقع عبور از میدان اصلی، در عالم خیال دیده‌‌ایم که گاوی را در ایوان کاخ ریاست‌ جمهوری به چشم می‌ بینیم.

📚خزان خودکامه
✍گابریل گارسیا مارکز

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment