▪️تناقض نامرئیبودن▪️ستگادین ۱۷ مهر ۱۴۰۱
عصب بینایی غالب و تعیینکننده است.
مستقیماً به مغزهایمان وصل است و با قدرت پردازش زیادی که دارد به ما کمک میکند که جهان را از راه بینایی ببینیم.
در نتیجه، پر سروصداتر از سایر حسهای ماست و اغلب، بقیهی مغز را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین خاطر به راحتی توسط شعبدهبازی فریب میخوریم.
این تمرکز روی بینایی به معنای آن است که ما اغلب در تعامل با چیزهایی که نامرئی هستند دچار سردرگمی و اشکال هستیم.
این قضیه دربارهی اثر دارونما به نفع ماست. ما میتوانیم ببینیم که فقط یک قرص را بلعیدیم یا یک وسیلهی ارتوپدی پوشیدیم یا یک بطری شراب گرانقیمت خریدیم. این ورودی به ما کمک میکند تا شفا پیدا کنیم یا از لحظاتمان لذت ببریم. حتی اگر چیزهای نامرئی ارگانیک در پشت صحنه، کاملاً با آنچه دیدیم مطابقت نداشته باشند.
وقتی زمان آن فرا برسد که جامعهی ما بتواند چیزهایی را پردازش کند که در طول زمان نامرئی بودند(مثل تکامل یا تغییر سیستمها) یا چیزهایی که در همان لحظه نامرئی بودند(مثل ویروسها و گازهای گلخانهای)، این قضیه بر ضد ما عمل خواهد کرد.
وقتی تضاد بین آنچه میدانیم و آنچه میبینیم به وجود بیاید، اغلب، گزینهی پیشفرض غلط را برمیداریم.
.