«آیا خبرنگاران فقط کسانی هستند که در خبرگزاریها و روزنامهها کار میکنند؟
.
امروز همهی کسانی که در شبکهها و مدیای اجتماعی کوشا هستند، خبرنگارند. اگر این خبرنگاران بینام و نشان اما واقعی نبودند، کجا ابعاد و اعماق زلزلهها و سیلها و خشکسالیها و فقر و اعتیاد و تن فروشی و گورخوابی و اختلاسها و اسیدپاشیها و گرانیها و اعتراض ها و تعقیب ها و . . . در سطح جامعه پخش و خبررسانی میشد؟
.
اگر این خبرنگاران گمنام و گسترده نبودند، راز مخوف تجاوز به کودکان و دانش آموزان در چند نقطه از کشور، برملا نمیشد. اگر این خبرنگاران مردمی نبودند فاجعهی تیراندازی و کشتار کولبران افشا نمیشد. اگر این خبرنگاران نبودند، اعتراضات مالباختگان و غارتشدگان سراسری نمیشد و دهها خبر مهم و تکاندهندهی دیگر که از رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و خبرگزاریهای رسمی اطلاع رسانی نمیشود. در زمانهای که رسانههای مستقل وجود ندارند و بسیاری از خبرها سانسور میشوند، خبرنگاران ساده و معمولی و مردمی، خبررسانیها را به عهده دارند.
.
اگر روزی به عنوان روز خبرنگار هست، بهتر است که به نام این ها باشد. و این روز را باید به این روشنگران عرصهی رویداد و خبر، شادباش گفت».
.
این مطلب را چند سال پیش یکی از مخاطبان برای آموزشکده توانا ارسال کرده بود. نظر شما درباره نگاه ایشان به روز خبرنگار چیست؟ /
کارتون از احسان گنجی
مطالب مرتبط در توانا:
- دوره «روزنامه نگاری فکت محور - روزنامه نگاری شهروندی» با تدریس حسین باستانی:
http://bit.ly/1CJU6oK یادی از حسین قندی
http://bit.ly/1UOynGYسیامک پورزند
زندگی و مرگ با چشمان باز
http://goo.gl/UFiPyOروزنامهنگاری مدرن
احمد رافت
https://goo.gl/vSTJ5bسیامک قادری
خبرنگاری برای همیشه
https://goo.gl/QFkHC3احمد زیدآبادی؛ روزنامهنگاری از جنس شهامت
http://bit.ly/1wULLzq@Tavaana_TavaanaTech
ماجرای رشوه دادن حاکم کرمان به روزنامه صوراسرافیل از ویکیپدیا
وقتی حاکم کرمان بنام نصرتالدوله که پسر فرمانفرما هم بود قالیچهای به بهانهٔ کمک به نشریهٔ صوراسرافیل میفرستد، دهخدا در جلسه فوقالعاده صوراسرافیل با پذیرفتن این کمک مخالفت کرد. سپس در شمارة ۱۵ روزنامه (چهارشنبه ۲۹ رمضان ۱۳۲۵ هـ. ق) از قول «اویارقلی» به شیوهٔ طنز نوشت
«آیا معنی رشوهخواری جز این است؟ و آیا بعد از اینکه روزنامهچی به این سم مهلک مسموم شد، دیگر در کلامش در نظر ملت وزنی میماند و آیا کسی دیگر به حرفهای روزنامه گوش میدهد… پولیتیک حضرت والا نگرفت. یعنی اگر جسارت نباشد جناب… هم که در مجلس طرفدار شما بودند، بور شد و پل حضرت والا هم سرآب است… قالیچة مرحمتی یک صدتومانی به صوراسرافیل با قبوض مرسوله انفاز کرمان شد. بعد از این هم طرف خودتان را بشناسید و بیگدار به آب نزنید. نه صوراسرافیل رشوه میگیرد و نه آه دل شهدای تازه و نان ذرت و خون گوسفند خوردهای کرمان زمین میماند. امضا، رئیس انجمن لات و لوتها»
به نقل از ویکیپدیا
به نوشته علی رهنما، کریمپور شیرازی، سید ابوالقاسم کاشانی را «جاسوس بریتانیایی» خوانده بود که باعث جو نارضایتی شده بود. میثمی در انتقاد از آزادی بیان دولت محمد مصدق چنین میگوید:
در این آشفتهبازار، همه حرمتها شکسته شده بود و بازار تهمت و افتراء و هتاکی در محافل و تظاهرات در روزنامه به حدی رواج داشت که نمونه آن روزنامه «شورش» به مدیریت کریمپور شیرازی با توهینهای فراوان به مرحوم آیتالله کاشانی بود. روزنامه شورش کاشانی را «جاسوس انگلیس» میخواند و در هر شماره پرچم انگلیس را روی عمامه ایشان به تصویر میکشید و مبتذلتر آنکه تصویر چند زن را بر روی عبای ایشان نقش میکرد که نه تنها از نظر سیاسی بلکه از نظر اخلاقی، شأن آن سید بزرگوار را پائین بیاورد.
کریمپور شیرازی را شکنجه کردند و آتش زدند