دیکتاتور چین گول دروغ های خودش را خورده بود و گمان می‌کرد که دانشمندانش نوابغی هستند که می‌توانند برای هر مشکلی راه‌حلی علمی بیابند. مائو موقعی که با معضل گرسنگی فراگیر در کشورش مواجه شد از دانشمندان تحت امرش درخواست کرد روی این موضوع کار کنند و راهکاری ارائه دهند. به زودی راه حل پیدا شد و مائو به ملت گرسنه چین مژده داد که دانشمندانش جلبکی را کشف کرده‌اند که هر کسی با پرورش آن و خوردنش می‌تواند به راحتی مشکل کمبود پروتئین در رژیم غذایی‌اش را حل کند. مائو اضافه کرد که مزیت بزرگ این جلبک این است که در ادرار انسان رشد می‌کند. او از مردم خواست که از همین حالا به پرورش این جلبک مشغول شوند و بیش از این درباره کمبود مواد غذایی نق نزنند.

استالین هم در شوروی با مشکل مشابهی روبرو بود اما راهکارش متفاوت بود. او تئوری‌های علمی دانشمند نمایی به اسم لیسنکو را مورد حمایت قرار داد.لیسنکو ضمن بورژوایی خواندن علم ژنتیک، مدعی شد که می‌تواند با پیوند زدن گیاهان به یکدیگر و منع کامل استفاده از کود و آفت کش ها، در زمستان محصولات گیاهی را رشد دهد و سیبری را سراسر سبز کند و میلیون‌ها درخت پرتقال در آن بکارد.

استالین به قدری از این ایده‌ها خوشش آمد که لیسنکو را وزیر کشاورزی کرد و اجرای تئوری‌هایش را الزامی کرد و مخالفان تئوری لیسنکو را زندانی یا اعدام کرد .به این ترتیب میلیون‌ها کارگر کشاورزی به کار گماشته شدند تا بر اساس تئوری‌های لیسنکو سیبری را سرسبز کنند و در زمستان غلات کشت بدهند.
اما نتیجه کار،چیزی جز تشدید قحطی و گرسنگی نبود.
حالا هم اوضاع فرق چندانی در جهان دیکتاتورها نکرده است و در بر همان پاشنه قدیمی می‌چرخد.
دستاوردهای علمی رژیم‌های استبدادی شوخی‌های تلخ روزگار ماست.
.
- برگرفته از اینستاگرام بیژن اشتری، نویسنده و مترجم ایرانی

@Tavaana_TavaanaTech

Comments

Be the first to add a comment