«ناگهان صدای جنگ، گوش‌ها را پُر کرد. همه جا می‌لرزید. خرابی‌ها به بار آمد. قلب‌ها سوراخ شد و در یک آن، ضجه کودکان بی‌سرپرست و مادرانی که کودکشان از دست رفته بود به گوش رسید و من خیلی زود فهمیدم که در بهار کسی دوباره زنده نمی‌شود. من به این فکر می‌کردم که در طرف دیگر دنیا بحث بر سر این است که آیا می‌توان قلب بیماری را که فقط ده دقیقه از زندگی‌اش باقی است، به جای قلب بیمار دیگری گذاشت تا شفا یابد؟ در حالی که اینجا هیچ‌کس از خود نمی‌پرسید که آیا صحیح است جان یک عده انسان پاک و سالم را بگیریم؟ در این دنیا با تلاش‌ها و معجزه‌ها زندگی انسان رو به مرگی را نجات می‌دهند؛ ولی باعث مرگ صدها، هزارها و میلیون‌ها موجود زنده و سالم می‌شوند!»

این بُرشی از کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» نوشته «اوریانا فالاچی» با ترجمه «لیلی گلستان» است. یک‌سال از زندگی روزنامه‌نگار و نویسنده و مصاحبه‌گر برجسته ایتالیایی که هم به عنوان چریک ضد فاشیسم در دوران جنگ جهانی دوم فعال بود و هم به عنوان یکی از خبرنگاران میدانی در جنگ ویتنام و چندین شورش در قرن بیستم به عنوان شاهد دست اول حضور داشت.

📕 زندگی، جنگ و دیگر هیچ
🖌 اوریانا فالاچی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment