فردریش نیچه ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ در رُکن در ایالت ساگسونی پروس دیده به جهان گشود.
او از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن کرد و در ۱۲ سالگی شعر سرود.
از همان اوان جوانی آثار نبوغ استعداد فراوان در نیچه مشاهده میشد. بهنحوی که در عنفوان جوانی به استادی دانشگاه رسید
او مرید و طرفدار آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی بود و با واگنر آهنگساز آلمانی دوستی نزدیک داشت.
.
ز یکسو استعداد درخشان نیچه در بحث از موضوعهای گوناگون و تعمق و تحقیق در آن مواضع و به بحث و به نقد کشیدن آن مسائل و از سوی دیگر تبحر و استادی او در تحریر و نگاشتن مطالب مورد نظرِ خود، به نثر مسجع و آهنگین او را سَر آمدِ فیلسوفان ادیب کرد.
.
شاکلهٔ اصلی نوشتههای نیچه از جدل فلسفی، شاعری ، نقد فرهنگی و قصه تشکیل شده و در کنار آن بهطور گستردهای نیز به هنر، لغت شناسی،تاریخ،دین ودانش پرداخته شدهاست. نوشتههای او در عین آنکه سرشار از جملات قصار و گوشه کنایه است، شامل مباحث بسیار دیگری همچون اخلاق، زیباییشناسی،تراژدی، معرفتشناسی، خداناباوری و خودآگاهی نیز میگردد.
.
اطلاعات وسیع نیچه در زمینه زبانها، تاریخ، فرهنگ، از جمله یونانی و رومی، پژوهش هایی که صورت می دهد نشان دهنده او در باره فرهنگ و فلسفه ایران باستان دارد.
.
در نوشتههای نیچه نامِ حافظ در بیشتر موارد در کنار نام گوته میآید و نیچه هر دو را به عنوان قلههای خردمندی ژرف میستاید.
.
فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقیاش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.
.
سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی درگذشت. او معتقد بود سر دردهایش نتیجه ی درد زایش افکار نو میباشد.
.
#فردریش_نیچه #توانا
@Tavaana_TavaanaTech