آی آدمها / احمد شاملو
@tarane_bazii
ای آدم‌ها که بر ساحل نشسته،
شاد و خندانید..‌!
یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید

آن زمان که مست هستید
از خیالِ دست یابیدن به دشمن

آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتررا پدید آرید

آن زمان که تنگ می‌بندید
بر کمرهاتان کمربند

در چه هنگامی بگویم من؟!
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهوده جان، قربان...

آی آدم‌ها..! که بر ساحل بساط دلگشا دارید
نان به سفره،
جامه‌تان برتن
یک نفر در آب می‌خواند شما را
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد
باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده
در گود کبود وهر زمان، بی تابی‌اش افزون
می‌کند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا...
آی آدم‌ها..!

او ز راه دور،
این کهنه جهان راباز می‌پاید
می‌زند فریاد وامید کمک دارد
آی آدم‌ها که روی ساحلِ آرام،
در کارِ تماشایید..!

موج می‌کوبد به‌روی ساحل خاموش
پخش می‌گردد
چنان مستی به‌جای افتاده بس مدهوش
می‌رود نعره زنان،
وین بانگ باز از دور می آید:
آی آدم‌ها

نیما یوشیج

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment