پرواز فکر و اندیشه
نکُش مَر مرا کَت سرانجامِ کار
بپیچانَد از خونِ من کردگار
پسندی و همداستانی کنی
که جان داری و جانسِتانی کنی
به خونِ برادر چه بندی کمر؟
چه سوزی دلِ پیرگشتهپدر؟
جَهان خواستی یافتی ، خون نریز
نکُن با جَهانداریزدان ستیز
#فردوسی_بزرگ
@flith
Comments
Be the first to add a comment