این کاربر توئیتر، در پاسخ به کاربران دیگری که #آزار_خیابانی_زنان را به دلیل نوع پوشش آنها دانسته‌اند، می‌گوید:
"‏من به واسطه شهری که توش زندگی می‌کنم و خانواده مذهبی‌ای که دارم مجبورم چادر سر کنم و با حجاب کامل باشم تو خیابون پس چه طور من از سن ۷ سالگی تا الان تجربه #آزار_جنسی داشتم؟ این قدره این تجربه‌های وحشتناکم زیاده که اگه بخوام همه‌شو بنویسم رمان میشه"
.
او در توئیت دیگری نوشت:
‌‎
"زمانی که چادر سر می‌کنم احساس امنیت کمتری دارم چون اونی که چادر سر می‌کنه کمتر می‌تونه از خودش دفاع کنه یا فرار کنه چون چادر دست و پاگیره و آدمو محدود می‌کنه"
.
آوند فردی یک رشته توئیت در مورد آزار خیابانی زنان نوشته بود، اما چندی بعد اکانت او مورد حمله کاربران به اصطلاح ارزشی قرار گرفت و آنها شروع کردند به نوشتن اینکه مشکل از خود دخترانی بوده که مورد آزار قرار گرفتند!
.
آوند در رشته توئیت خود نوشته بود:
"‏تا امروز حس آزار خیابانی رو درست درک نکرده بودم.
چون هر بار با دختری تو خیابون راه میرفتم حداقل به خاطر حضور من کسی تیکه نمی‌انداخت. هیچ وقت نشده بود که از دید یک زن، آزار خیابانی رو تجربه کنم.
بارها پیش اومده بود که خواهرم با عصبانیت و ناراحتی میومد خونه واز نوعی آزار خیابونی شکایت می‌کرد.
یک بار کسی آلت خودش رو درآورده بود، یک بار یه نفر خودارضایی کرده بود و...
یک بار خواهرم با رنگ سفید و شوکه اومد خونه. راننده‌ی سواری وقتی دیده بود مسافرهای عقب پیاده‌ شدند، در رو قفل کرده بود و خودش رو انداخته بود رو خواهرم.
‏خب البته که اینها من رو ناراحت و عصبانی می‌کرد. اما باعث شده بود حساسیتم نسبت به آزارهای کلامی کمتر بشه. شاید چون خواهرم فقط همین‌ آزارهای خیلی وخیم رو تعریف می‌کرد و آزارهای معمولی رو توی دل خودش می‌ریخت.
وقتی در مورد #آزار_کلامی جایی می‌شنیدم، پیش خودم فکر می‌کردم...
‏...حالا یه «جوووون!» شنیدن که اونقدرها هم اذیت کننده نیست، دستمالیت که نکرده، روت که نیافتاده.
امروز با دوستم(♀️) ویدیو کال می‌کردم. یه مسیر ده دقیقه‌ای تو انقلاب رو پیاده می‌رفت و حرف می‌زدیم.
یکی دو نفر که تیکه انداختند، ازش خواستم همه‌ی تیکه‌هایی که بهش میندازند رو برام تکرار کنه.
از پسر ۱۵ ساله تا مرد میانسال، اونقدر تیکه‌ی جنسی انداختند که آخر مکالمه کلافه و پر از خشم شده بودم.
برای اولین بار چیزهایی که یک دختر، هر روز تو خیابون می‌شنوه رو شنیدم، لحنشون رو و وقاحتشون رو.
تازه فقط ده دقيقه‌ش رو!
برای اولین بار با واقعیت آزار کلامی مواجه شدم."

.
آیا شما هم چنین تجربیاتی داشته‌اید؟ برای ما بنویسید.

مرتبط:
امنیت در خیابان به روایت زنان
https://bit.ly/2ySj0e6

@Tavaana_TavaanaTech

3 comments

من حتی چندین بار همراه با همسرم و دست در دست هم با این آزارها روبرو شدم, در حالی که سالها چادری بودم و حجاب به قول این موجودات کامل داشتم, حتی یه بار راننده تاکسی با این که همسرم کنارم و من سرم تو گوشیم بود و حتی نگاهش هم نکرده بودم سعی کرد بهم شماره بده, مشکل از حجاب و متانت و این حرفها نیست, مشکل از نگاه مردان جامعه است که همه زنها را قابل دستیابی می دونن و حق خودشون میدونن که از هر کسی دلشون خواست بهره حداقل کلامی ببرن
پاسخ من به سوال آخر این متن بله هست. من بیش از ۲۵ سال است که از ایران بیرون آمده‌ام و در تمام این سال‌هایی که در کشوری دیگر به سر بردم هرگز حتا یکبار چیزی به اسم متلک رو تجربه نکردم. هرگز پیشنهادات هرزه دریافت نکردم. هرگز توسط هیچ مردی وادار به کاری که دوست نداشتم نشدم. اما تا قبل از آن در کشور خودم ایران عزیزمان، تمامی آن چیزهای راکه این کاربر محترم در موردشان نوشت و تجربیاتی شبیه آنچه که خواهرشان و یا آن دوست مونثشان داشتند را بنده هم داشتم و در همان زمان هم که در آن فضا قرار داشتم و زندگی می کردم احساس میکردم زن چقدر در ایران از امنیت و احترام بی نسیب 
است. یکی از دلایل کوچ بنده همین تحقیرات روزمره ناخواسته بود. احساس میکردم هیچ کاری از دست من برای خودم ساخته نیست، از اینکه مردان دیگر هم به جای حمایت از من عمومن وضعیت من و امسال مرا نادیده می گیرند غمگین و آزرده میشدم. از اینکه هیچ قانونی در دفاع از من وجود ندارد که به آن متوسل شوم احساس بی پناهی و عصبانیت میکردم. تمامی اینها وقتی به کشور تازه کوچ کردم تغییر کرد. و من هر روز بیشتر از پیش احساس قدرت و احترام و اعتماد به نفس می کردم. اینها احساسات تازه ای بودند که تجربه شان می کردم و به عینه دیدم که چقدر در موفقیت و پیشرفتم در تمام زمینه های زندگیم مهم بودند و کمکم کردند.