This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داره خوابش رو تعریف میکنه
میگه رفتم یه جایی باغ بود. میوه، سیب موز پرتقال هم بود تو یه اتاقی هم هفتاد دختر بودن آخونده میگه اینکه خیلی خوبه اونجا بهشت بوده خوش به سعادتت! بعدش چی شد؟ میگه گفتن هر کدوم از دخترا رو میخوای با خودت ببر ، اومدم دست یکیشون رو گرفتم که ببرم دختره گفت اینجور نمیشه باید یک روحانی پیدا کنی صیغه بخونه. گفتم باشه رفتم تمام بهشتو گشتم حتی یه روحانی ندیدم از خواب بیدار شدم

@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment