✳️ بررسی اسناد رسمی ✅ بودجه دولت و هشدار درباره افزایش نرخ فقر: شواهد آماری از ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳، تحمیل هزینه ۱۲ میلیونی و جبران با کوپن ۱ میلیونی، تشدید فشار معیشتی خانوارها، تناقض سیاستها و پرسش درباره تحقق وعده تکنرخی شدن ارز
👤 دکتر فرشاد مومنی
۱. دعوت به توجه به گزارش رسمی دولت
من بر این باورم که آن کارشناسان با شرافتی که قطعاً در نهاد ریاستجمهوری و دستگاههای اجرایی حضور دارند، اگر از این زاویه به گزارش جدید خود دولت ـ که تحت عنوان اسناد پشتیبان لایحه بودجه منتشر شده ـ نگاه کنند و آن را برای آقای رئیسجمهور بازخوانی کنند، بسیار راهگشا خواهد بود.
در صفحه پنجاهوسوم اسناد پشتیبان لایحه بودجه دولت، که مربوط به گزارش اقتصادی سال ۱۴۰۳ است، تصریح شده که از سال ۱۳۹۶ تاکنون، بدون استثنا، همه جهشهایی که در نرخ فقر در کشور رخ داده، در پی شوکهای نرخ ارز بوده است.
۲. شواهد آماری درباره پیوند شوک ارزی و فقر
در صفحه پنجاهوسوم این گزارش جدولی آمده که نشان میدهد در سال ۱۳۹۶ نرخ فقر در ایران ۱۹ درصد بوده است. اما در سال ۱۳۹۷، که چند شوک ارزی رخ داد، نرخ فقر به ۲۵ درصد رسید. با وجود این، نسبت به آثار ضد مردمی و ضدتوسعهای شوکدرمانی ـ که عملاً به نفع مافیاها تمام شد ـ بیاعتنایی صورت گرفت.
در نتیجه، در سال ۱۳۹۸ نیز همین سیاست در حوزه نرخ ارز ادامه یافت و نرخ فقر در فاصله سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ از ۲۵ درصد به ۳۱ درصد جهش کرد.
من میگویم آن رئیسجمهوری که در دل خود مدام تکرار میکند که «من به خاطر فقرا این کارها را میکنم»، دستکم این جدول را که در سازمان برنامه و بودجه و در زیرمجموعه دولت خود ایشان تهیه شده، مطالعه کند.
۳. وضعیت نرخ فقر تا پیش از دولت جدید
اگر بقیه بحثها را کنار بگذاریم و به سال ۱۴۰۲ برسیم ـ یعنی سال پیش از روی کار آمدن دولت فعلی ـ میبینیم که نرخ فقر همچنان در سطح ۳۱ درصد باقی مانده بود.
اما در سال ۱۴۰۳، با تأثیرپذیری از همان مافیاهایی که از شوکدرمانی سود میبرند و نیز کسانی که به لحاظ فکری در اسارت منافع آنان قرار دارند، دوباره شاهد جهشی کمسابقه در نرخ فقر کشور بودیم. به این ترتیب، نرخ فقر از ۳۱ درصدی که چهار تا پنج سال تقریباً ثابت مانده بود، ناگهان به ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۳ رسید.
۴. هشدار درباره برآوردهای سال ۱۴۰۴
در زیرمجموعه دولت و مجلس محاسباتی درباره نرخ فقر انجام شده که هنوز منتشر نشده و به همین دلیل من نیز از ذکر جزئیات آن خودداری میکنم تا بهطور رسمی انتشار یابد. اما اجمالاً، برای هوشیار شدن همه کسانی که با حسن نیت ناخواسته ابزار دست مافیاها میشوند، باید عرض کنم که برآوردهای مربوط به سال ۱۴۰۴ نیز از یک جهش بزرگ دیگر نسبت به سال ۱۴۰۳ حکایت دارد.
آیا این شواهد برای کسانی که گوش خود را در اختیار افرادی گذاشتهاند که آگاهانه یا ناآگاهانه منافع مافیاها را دنبال میکنند، اتمام حجت محسوب نمیشود؟
۵. کوپن؛ ابزاری برای آسودگی وجدان یا جبران واقعی؟
ما بارها در همین جلسات گفتهایم که ماجرای توزیع کوپن به ابزاری تبدیل شده برای ایجاد آسودگی وجدان در کسانی که با شوکدرمانی، فقر، فلاکت و وابستگی ذلتآور به دنیای خارج را در ایران گسترش میدهند.
همین هفته گذشته یکی از همکاران عزیز من، که عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی هستند، با استفاده از دادههای بودجه خانوار محاسبهای انجام دادند تا ببینند هزینههایی که در همین دوره کوتاه به خانوارها ـ بهویژه فقرا ـ تحمیل شده، چه نسبتی با این کوپن یکمیلیونتومانی دارد.
ایشان به طنز میگفتند: کسی به آقای رئیسجمهور بگوید این یک میلیون تومان شاید در بیان خیلی بزرگ جلوه کند، اما همین الان اگر به بازار بروید، با آن فقط میتوانید حدود هفتصد گرم زرشک باکیفیت بخرید. یعنی نباید تصور شود که با این مبلغ میتوان تحولی جدی در زندگی ماهانه خانوارها ایجاد کرد؛ حد و اندازه آن در همین حد است.
۶. نسبت واقعی فشار هزینهای با کمک نقدی
در همان محاسبه نشان داده شده بود که ضربهای که به بودجه خانوارها وارد شده، چیزی حدود دوازده برابر این یک میلیون تومان است. بنابراین اینگونه میشود که گویی دوازده میلیون تومان از سفره فقرا برداشته میشود و در مقابل، یک میلیون تومان به آنها پرداخت میشود و سپس تصور میشود کار بزرگی انجام گرفته است.
۷. مسئله تأمین مالی و تکرار تجربههای گذشته
اگر فرصت شود، بعداً میتوان درباره این موضوع هم توضیح داد که اگر این یک میلیون تومان قرار باشد استمرار پیدا کند، منبع تأمین آن چه خواهد بود. تجربه گذشته نشان میدهد که وقتی تعهدی ایجاد میشود، حذف آن بسیار دشوار است.