بارداری در غیبت همسراندرباره تلاش مردانه برای انکار «عمل بدنمندانه زنانه»
🔺مدتها طول کشید که بفهمم نگاه مردان و زنان به «عمل» دو جور است: ما مردان به اصل گرفتن ذهن و استثمار بدن عادت کردهایم. ما بدن خویش را انکار میکنیم و آنرا به ابزاری برای ذهن خودمان تبدیل کردهایم. سالها درباره تکنولوژی و تکنیک تأمل کردم و حتی مجموعه مقالاتی هم درباره «فرهنگ و تکنولوژی» گردآوری و چاپ کردم اما مدتها طول کشید تا متوجه شوم کل این نگاه تکنیکی یک فرض مردانه است. ما مردان کار را چنین تعریف میکنیم: غایاتی ذهنی که بوسیله بدن اجرا میشود. همینجا یک دوگانه ارزشی مردانه خلق میشود: کارهای ذهنی که ارزش بالاتر را دارند و کارهای یدی و بدنی که ارزش پایینتر را. جامعه انسانی هم بر اساس جهانبینی مردانه دو طبقه میشود: حاکمان ستادی با دستها و قلبهای بیخاصیت ولیمغزهای قوی و خصائل مردانه منطق و خشونت؛ و حکومت شوندگان صف با دستها و قلبهای هنری و مغزهای ضعیف و خصائل زنانه احساسات و دوستی.
🔺اما زنان به شیوه دیگری به عمل مینگرند. از پیامدهای کرونا یکی این بود که بر خلاف دودفعه قبل در خانه بودم و ارتباط نزدیکتری با مسائل بدنی و دشواریهای نه ماه بارداری همسرم پیدا کردم. زنان به جهان از منظر موقعیت بدنیشان مینگرند و نهتنها دوگانگی ذهن و بدن و استثمار بدن توسط ذهن در آنها نیست، بلکه عمل آنها به شدت وجودی و بدنی است و بارداری و زایمان و شیردهی یکی از آن محوریترین تجربیات وجودی و عمری زنان است. تجربهای که یک مقطع نیست، بلکه یک رشته بلند است که از ابتداییترین تمایلات ورؤیاهای دخترانه تا عادات بدنی ماهانه، تصور زنان از بدن خود، لذت جسمی و معنوی، زیباییشناسی و جهانبینی زنانه، خیالات آنها درباره آینده و ارزیابی آنها در گذشته را به هم مرتبط کرده و شکل میدهد.
🔺اما معالاسف مردان و ساخت مردانه تمایل دارد که این لحظات بزرگ را بعنوان «کار کثیف» انکار کند. این مساله برای خود من هم وجود داشت: در دو زایمان قبلی همسرم من تنها از بیرون مشغول کارهای ستادی بیمارستان بودم و اصلا در صحنه حضور نداشتم. حتی در چند روز اول هم در توافقی نانوشته میان پدرها و مادرزنها مرد فقط به شکلی نمایشی در تمیزترین حالات ممکن (که یکی از صدتاست) از نوزاد خود بازدیدی مدیریتی میکند و دوباره با واگذار کردن امور کثیف بدنی به زنان به سر کار خود میرود.
🔺اما اینبار ماجرا برای من فرق داشت. در بلوک مراقبت از زنانی که به تازگی وضع حمل کرده بودند، من تنها مردی بودم که شب اول همراه همسرش بود و این باعث شد به جای انکار دردهای همسرم به عنوان یک مقطع ضروری داخل پرانتز، حداقل بکوشم درک بهتری از آن پیدا کنم.
🔺اکنون فکر میکنم جستجوی طولانی مدتم برای یافتن آلتزناتیوی برای تکنیک به نتیجه رسیده است و آن عمل بدنمندانه زنانه است: نوعی رقص باشکوه و زیبا و عاشقانه با تمام وجود و بدن، اما غیر قهرمانانه و غیر نمایشی و پر از درد و رنج و البته لذتی که از قدرت معجزهوار زایایی برمیخیزد. در سنت مطالعاتی که به این موضوع پرداخته و من هم به آن تعلق خاطر دارم یعنی مارکس و هایدگر و هانا آرنت، سرمایهداری، افلاطون و متافیزیک یونانی و دولت بعنوان سه متهم ردیف اول تحقیر عمل وجودی-بدنی و استحاله آن به نوعی زحمت پرولتری و ازخودببگانه (بویژه در دو شکل کارگری و خانهداری) معرفی میشوند. با اینکه هر سه آنها به دنبال نجات دادن عمل از اسارت سرمایهداری و فلسفه، و احیای ارزش عمل وجودی بودند به گمان من به این ظرفیت عظیم زنانه توجهی نیافتند.
🔺تنها بعنوان یک اتود پژوهشی ناتمام باید بگویم که این مسأله به میزان زیادی متأثر از ریشه های الهیاتی است و با مقایسه میان زهرا و زینب در اسلام و مریم در مسیحیت میتوان فهمید که عمل زنانه تا چه میزان در اسلام بر خلاف مسیحیت، در عین مادرانگی و روزمره بودن، سیاسی است. به هرحال همانطور که در درباره «
حماسه زنانه زینبی» نوشتم، این تصور فانتزی از حماسه و قهرمانی پاک و پیروز ابرمردان را که روی دوش استثمار هزاران سیاهی لشکر محذوف بنا شده باید کنار گذاشت و به حماسه روایت نشده و هرروزه زنان در زندهگی بازگشت: عمل زنانهای که جوهره اصلی زندهگی است و لاشه تمدنی مردانه در ساختار کنونی با انکار و استثمار آن برپای ایستاده است.