سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یک اینفلونسر اینستاگرامی به نام سحر تبر را دستگیر و او را به اعتراف اجباری علیه خودش مجبور کرده است. نکتۀ شگفت ماجرا آنجاست که بازجو، سحر تبر را محبور می‌کند تا خود را بیمار روانی معرفی کند. از مجموعه‌ای که جنایت ناکرده در کارنامه‌اش موجود نیست، البته همین انتظار است.

سحر تبر شاید یک بیمار روانی باشد، که البته به ما مربوط نیست. پرسش این است که دستگاه عریض و طویل امنیتی جمهوری اسلامی، چرا به جای تلاش برای درمان یک [به ادعای آنها] بیمار، سعی در تحقیر او دارد؟ در کجای عالم خاکی چنین رسم سخیفی وجود دارد که یک شهروند را که مدعی‌اند بیمار روانی است، دستگیر کنند و مورد هجمه و تمسخر قرار دهند؟ در همان شرع واپسگرایی که قوانین عقب‌ماندۀ جمهوری اسلامی بر آن بنا شده است هم، حقی بر گردن «بیمار روانی» نیست (ر.ک به سورۀ بقره، آیه ۲۸۲). کدام انسان و بر مبنای کدام قانون اخلاقی مجاز است بیماری روانی کسی را اصلاً افشا کند؟ کدام گواه می‌تواند شما را به این نتیجه برساند که چنین دستگاه درمانده‌ای برای شما به عنوان یک شهروند امنیت به ارمغان می‌آورد؟

این سوال‌ها را از خودتان بپرسید، و نرم‌نرم این حقیقت تلخ را در نگر بیاورید که چرا در نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، هیچ اثری از واژۀ «ایران» نمی‌یابید. آیا سپاه برای حفظ من و شمای شهروند در برابر خطر بنیان گذاشته شده است یا برای حفظ پایه‌های جور؟ از خودتان باز هم بپرسید که سپاه در کنار ما شهروندان است یا روبروی ما؟

________
@ajibzad

Comments

Be the first to add a comment