◾رهبران معروف ارکستر ◾ستگادین ۶ بهمن ۱۳۹۹
یک استعارهی مفید:
رهبران ارکستر، در طی یکی دو ساعتی که در صحنه هستند، مرتباً مورد قضاوت قرار میگیرند. آنها لباسهای گرانی پوشیده، ژستهای دراماتیکی به خود میگیرند و تحسین حضار را دریافت میکنند.
آنها برای چرخاندن یک تکهچوب در دستشان، حقوق زیادی دریافت میکنند. در حالیکه تنها کسانی هستند که هیچ صدایی در صحنه تولید نمیکنند!
ولی موارد فوق از آنها یک رهبر فوقالعادهی ارکستر نساخته است.
چیزهایی دیگری وجود دارد که ما نمیبینیم:
- رهبران ارکستر، لیستی دارند از کارهایی که باید انجام دهند.
- آنها مطالعه کرده و فهمیدهاند که چطور به اینجا رسیدهاند.
- آنها تلاش میکنند تا فرهنگِ سیستمسازی(organization) را تثبیت کنند.
- آنها سختکوشی را برجسته میسازند. آنها روحیهی جمعی را تقویت کرده، هرگونه تردیدی را به سیستم، کمرنگ میکنند.
- آنها میدانند که چه موقع و روی چه صداهایی تمرکز کنند. قدرتشان کمتر از آنست که به نظر میرسد ولی از موقعیتشان، برای رهبری بهره میجویند، نه برای مدیریت.
- آنها برای تمرین حاضر میشوند و طبق برنامه پیش میروند.
- آنها [برای ساختن سیستم]، پول جمع میکنند.
- آنها خیلی از «من»ها را به یک «ما» تبدیل میکنند.
- آنها یک نقطهنظر را توسعه میدهند و آن را نسبت به نیاز شنوندگان، مخاطبان دائمی و موسیقیدانها تنظیم و تعدیل میکنند.
- این کارها را برای دههها و به طور مداوم انجام میدهند.
این نوع از لیدربودن، در حوزهی خصوصیِ خود فرد رخ میدهد ولی ما به یکباره، محصولش را در صحنه مشاهده میکنیم.
.