This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام به درک رفته رجایی آمد و اسکله‌هایی که هرگز او و امام هزارپدرش نساختند اما به‌نام زدند؛
گفتم بد نیست یادی کنیم از پاکدستی آن معلم بدکاره انقلابی که با چه پافشاری و پدرسوخته بازی و مارموزی عجیبی، رفقای دکّه-بازاری خود را بدون اینکه درس و دوره و تخصص و دانشگاه دیده باشند، از جلوی پاساژ و بازار آهن کشاند آورد و با چنان تدبیر و عزم انقلابی، به پشت میزهای معاونت وزارت بازرگانی و ماتحت مردم خوشبخت ایران فرو تپاند.

پایه‌های این اقتصاد اسلامی فوق برتر جهانی و عدالت علوی کهکشانی که در جمهوری اسلامی می‌بینید، به همین روش و به‌دست چنین قحبه‌پدرانی گذاشته شد.
سخنان قابل تأمل محمد سوری، وزیر پیشنهادی دولت رجایی :
«آقای رجایی گفت، با این شرط شما را به عنوان وزیر بازرگانی انتخاب می‌کنم، که دو نفر از آشنایان من را  به عنوان معاون بازرگانی خارجی و بازرگانی داخلی، انتخاب کنید.
این دونفر، یکیشون دکه‌دار جلوی پاساژ بود، و یکیشون هم مغازه آهن‌فروشی داشت.
هیچ سواد و مدرک تحصیلی هم نداشتند.»

🔗 Hadi Hadizadeh (
@HadiHadizadeh)

https://t.me/flith/16232?single

@flith

Comments

Be the first to add a comment