این نوشته دو بخش دارد؛ دومی از اولی مهمتر است.
یک:
گوشهای از صحبتهای هما ناطق را میشنوید. از ساعتها صحبت خانم ناطق سه چهار دقیقه را آوردهام. او در این دو فراز توضیح میدهد که به عنوان روشنفکر و استادِ حامی چریکهای فدایی خلق، جلوی اعتراض زنان به حجاب را پس از انقلاب گرفت. خود میگوید «اولین اعتراض زنان را من به هم زدم.»؛ استدلالش این بود که اعتراض به حجاب یک مسئله و دغدغۀ بورژوایی است و اعتراض به حجاب عملی ضدانقلابی است و میگفت «ما اگر لازم باشد پتو سر میکنیم». از آن بدتر اینکه روزنامۀ سازمان فدایی ادعا کرد زنان معترض به حجاب طرفداران بختیارند و چنین بهتانی در آن روزها مساوی با بدترین عواقب بود.
فقط این نیست... خانم ناطق با لحنی ملامتبار نسبت به خودش میگوید به دستور سازمان مقالاتی تند علیه مصدق و خلیلی (رهبر سوسیالیستهای طرفدار مصدق) نوشت. خانم ناطق به شدت لحنی ملامتبار و شرمنده دارد و میگوید اینها «تراوشات ذهن پرنبوغ من بوده...»
هما ناطق همراه با همسرش، ناصر پاکدامن، در دهه چهل از تحصیل در اروپا به ایران بازگشتند و هر دو استاد دانشگاه شدند. خانم ناطق همیشه شیفتۀ حزب توده بود (به گفتۀ خودش) و وقتی چریکهای فدایی دست به «قیام مسلحانه» زدند شیفتۀ چریکها شد و دربارۀ آنها در دانشگاه گفت: «واژۀ حماسه برای اولین بار در ایران واقعیت یافت.»
عجیبتر اینکه مقالات ناطق در روزنامۀ سازمان فدایی نه تنها سانسور میشد، بلکه تحریریه مقالۀ او را به میل خود تغییر میداد! شگفتانگیز نیست که او نسبت به این توتالیتاریسمِ درونحزبی اعتراضی نداشت؟ هما ناطق میتواند نماد «تباهی روشنفکر» باشد؛ نماد بلایی باشد که ایدئولوژی سر اندیشه میآورد...
دو:
اما من احترام عمیقی برای خانم ناطق قائلم. هما ناطق فقط نماد تباهی روشنفکری نیست، بلکه نماد «خودانتقادی» هم هست. من پای صحبت صدها نفر از مردان و زنان نامدار نشستهام، همه هزار توجیه میکنند، هزار دلیل و مقصر مییابند، فقط برای اینکه از خود انتقاد نکنند. تباهی اصلی اینجاست! تباهی اصلی این است که انسان حقیقت را بر قامت خود بدوزد! البته بعید نیست بلاهایی که بعدها سر او آمد باعث شده باشد خودانتقادی پیشه کند (او محکوم به اعدام شد و از کوهها فرار کرد)، اما آن دیگرانی که گفتم هیچ بلایی هم باعث نشده بود خودمنتقد شوند. اشتباه از رگ گردن به ما نزدیکتر است و تنها راه نجات از این تیغ نامرئی، خودانتقادی است. اندیشه والاترین داشتۀ ماست، زیر سوال بردن خود سخت است، اما فرق اندیشۀ خوب و بد، فرق چدن و الماس است.
https://t.me/PN_KFP/75833