#ارسالی

درود بر کاوه بزرگ
امیدوارم تندرست و شاد باشید
شعری ساختم افتخار دارم تو کانال پاسارگاد بذارین

زمستان بود و میهن سخت افسرده
نه در صحرا نسیم خشک آزادی
نه بر هیچ گوشه
رنگ سبز آبادی
فقط شب بود و شب
سکوتی تلخ دامنگیر مردم
نه از دل بود فریادی
ولی شترنج بازان پشت میزی
که پر بود از غبار درد
نشان فیل و اسب را
همی بردند پیش در آن دیماه سرد
شاه در تبعید و بی سرباز !
بکام اژدهاک پیر
شد سر ده ها هزار فرزند میهن
فرانک
نشسته گرد پیری بر رخش دلسوخته از داغ فرزندان
ولی همواره پر امید...
صدایی در آن شب
سکوت سرد را بشکست
بناگه شاه برگشت
ورق هم
و زد میز و شکوه پوچ و وهم انگیز آن را
بسان جام عمر دیو
نمودش خرد
فراخوان !
صدا یک بار دیگر گفت
فراخوان مردم از هرگوشه ای شاه !
ندای فر یزدان بود
چو موسی بود و ده فرمان !
فراخوان داد شاه و کمک از مردم نیکو نهادش خواست
تمام شهرها
ده به ده
هر کوی مرد و زن
برون شد رستم و گردآفرید
صدها نفر چون آریو برزن
و فریادی که جاوید است شاه
ز بیخ هر گلو برخاست
ستم در کاخ خود لرزید
و خون آمد به چشم تنگ و کورش
فسرد آن شب دل بیداد تاریک
کدامین شاه؟
بیدادگر پرسید
و پاسخ یکصدا دادند مردم
همان شاهی که فر ایزدی
همراه خود دارد
رضاشاه !

سپنتا یوز پیروز
سوم اسفند ۲۵۸۴
➖➖➖➖
#پاسارگادنیوزKFP
🌐🌐 @PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment