🗯 چند روز پیش گفتگوی علی علیزاده (تحلیل‌گر سیاسی) و سعید زیباکلام (استاد فلسفه) با موضوع «عدالت‌خواهی و رابطۀ آن با امنیت» منتشر شد. من فکر می‌کنم برای توصیف طرفین این گفتگو از دوگانه‌های "طرفدار نظام / منتقد نظام" یا "اصلاح طلب / احمدی‌نژادی" و ... استفاده نکنیم. چون دوگانه‌هایی از این جنس باعث میشن با پیش‌داوری و قضاوت‌های قطعی و یقینی سراغ این گفتگو بریم و چیز چندانی عایدمون نشه. علیزاده سعی کرده که سؤال‌های انتقادی نسبت به مواضع زیباکلام مطرح و نظر خودش رو هم لابه‌لای گفتگو بیان کنه. من فکر می‌کنم دیدن این گفتگو از این جهت مفیده که مخاطب می‌تونه با دو دیدگاه تا حدودی مخالف هم آشنا بشه. دیدن چنین مسئله‌ای از زوایای مختلف، به فهم و شعور سیاسی ما کمک خواهد کرد.

🗯 بخشی از گفتگوی این دو نفر میره به سمت موضوع «خصوصی‌سازی». زیباکلام میگه بارها به قوۀ قضاییه و قوۀ مقننه نامه نوشته که بررسی کنن که شرکت‌ها و نهادهایی که خصوصی‌سازی شدن، چه بلایی سرشون اومده، تحت مالکیت چه کسانی قرار گرفتن و اصلاً چطوری مدیریت میشن. بعدش میگه "اگر بتونیم در این حد [هم] جلوی فسادها و غارت و چپاول بیت‌المال رو توسط ... شیفتگان قدرت و ثروت و متکاثران ... همان هوس‌رانان رو دارم می‌گم، همون متجاوزان و متعدیان به بیت‌المال رو دارم عرض می‌کنم، بگیریم" اون‌وقت زیباکلام به سهم خودش این‌طور می‌بینه که انگار به اندازۀ 3000 تا سفر حج رفته.
این نوع نگاه و تلقی زیباکلام نسبت به کنش‌گری در راستای حل یا بهبود مشکلات کشور، برای من خیلی محترمه. این‌که دین‌داری خودش رو گره می‌زنه به اقدام برای حل مشکلات جامعه.

🗯 اما من یه نگرانی هم در مورد ادبیات و نگاه زیباکلام دارم. نگرانی بنده رو علیزاده هم به عنوان یه نقد توی گفتگو مطرح کرد: این‌که باید ببینیم زیباکلام داره بخش مهمی از مشکلات جامعه رو به چه نحوی صورت‌بندی می‌کنه. نگاه زیباکلام این‌طوره که تعدادی مفسد و دزد و چپاول‌گر نشستن روی سفره‌های مردم و دارن همین‌طوری غارت می‌کنن. راه مقابله با این مشکل هم اینه که افشاگری کرد، اعتراض کرد و ... .
نقد علیزاده اینه که چنین نگاهی در نهایت منجر به انسداد اصلاح میشه. یعنی ما رو هُل نمیده به این سمت که بشینیم و فکر کنیم در مورد این‌که چرا جمهوری اسلامی در دهۀ هفتاد رفت به سراغ خصوصی‌سازی و چرا به این سبک خصوصی‌سازی رو انجام داد؛ چون این نگاه پیشاپیش مجریان خصوصی‌سازی رو مشتی "ظالم" تصور می‌کنه و در نتیجه با "ظالم" گفتگو نمی‌کنن، مبارزه می‌کنن.

🗯 حرف علیزاده اینه که خصوصی‌سازی رو باید در شرایط تاریخی و سیاسی زمان خودش ببینیم تا بفهمیم چرا این پروژه در دهۀ هفتاد شروع شد. دهۀ هفتاد شمسی، دهه‌ای بود که شوروی فروپاشید. فروپاشی شوروی (درست یا غلط، به عنوان تجلی سوسیالیزم دولتی) و فشار بانک جهانی به خصوصی‌سازی، این ترس رو برای جمهوری اسلامی به وجود آورد که تنها یک راه برای توسعه و بقا وجود داره و اون هم هر چه سریع‌تر انجام دادن خصوصی‌سازیه. به تعبیر علیزاده هیچ اندیشۀ عمیق‌تری پشت این پروژه نبود که بتونه 20 یا 30 سال آینده رو پیش‌بینی کنه. این عدم اندیشۀ عمیق همراه شد با فضای بسته برای منتقدین خصوصی‌سازی و شد آن‌چه که امروز شاهد هستیم. در نتیجه صورت‌بندی علیزاده از مشکل امروز با صورت‌بندی زیباکلام تحت عنوان "ظلم و چپاول و ..." متفاوته؛ وقتی مشکل به گونۀ دیگه‌ای صورت‌بندی بشه، راه‌حل هم تغییر می‌کنه.

📢 البته زیباکلام هم با علیزاده موافقه که باید کار تئوریک کرد. یعنی برای پاسخ به این مسئله که «آیا خصوصی‌سازی عادلانه است؟»، ما نیاز به تئوری‌ای در باب عدالت داریم که به ما بگه عدالت چیه و معیار و مبناش چیه. در نتیجه علیزاده و زیباکلام، هر دو با انجام کارهای تئوریک موافقن و با حرف‌هایی مثل "عدالت که کار تئوریک نمی‌خواد؛ هر کسی می‌فهمه عدالت یعنی چی" همدل نیستن.
نکتۀ دومی که توی این بحث بین علیزاده و زیباکلام به نظر می‌رسه توافق وجود داره، اینه که مشکلات و گرفتاری‌هایی که امروز دچارشون هستیم، یه شبه و یه هفته‌ای و یه ماهه به وجود نیومدن. برای شناخت این مشکلات، باید به تاریخ و گذشتۀ جامعه رجوع کنیم. نتیجۀ چنین تلقی‌ای از مشکلات، اینه که مشکلات امروز با پتک و "چکش" و تهدید حل نمیشن؛ به تعبیر زیباکلام "این نگاه‌های رادیکال این‌جوری، نگاه‌های ویرانگریه، که از توش دیکتاتوری‌های بعدی به وجود میاد".

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment