✍ سخنی در باب افاضات اخیر استاد! بهرام مشیری

۱- اینکه بهرام مشیری از دیکتاتوری رضا پهلوی در خانواده می‌گوید، نمی‌دانیم چقدر درست است! اما صحبت‌های اخیر شاهزاده رضا پهلوی، بیانگر چنین چیزی نیست. تاکید ایشان بر سه اصل اساسی:

🔹دفاع از تمامیت ارضی ایران،
🔹دفاع از دموکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و
🔹دفاع از حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد


البته، وقتی قلم در دست دشمن باشد، تصویر خوبی از آدم نمی‌کشد؛ دشمنی ایشان با حکومت پادشاهی و شخص شاهزاده رضا پهلوی به سالیان دور برمی‌گردد.

۲- قبلا، بسیاری گفته‌اند که این خیزش و انقلاب، بدون رهبری بجایی نمی‌رسد؛ مگر اینکه  گروه‌های اپوزیسیون بر سر اصولی اساسی با هم متحد شده و بتوانند بعنوان نماینده‌ی اکثریت مردم با کشورهای غربی، بر سر جایگزینی حکومت اسلامی، مذاکره کنند. حالا بعد از ۴ ماه که هیچ صدایی از کسی در نیامده و فقط شاهزاده رضا پهلوی بوده که گاه و بیگاه پیشنهاداتی می‌داده است؛ آخرین پیشنهاد ایشان این بوده که برای سه موضوع اساسی بالا به ایشان وکالت داده شود. بنظر من راه بهتری هم می‌شد انتخاب کرد ولی در این شرایط، باید پذیرفت که راه بدی نیست (*).

۳- پس از این پیشنهاد انگار آب در لانه‌ی مورچه ریخته‌اند؛ همه‌ی کسانی که تا الان ساکت بودند، صدایشان در آمده و فریاد وا دیکتاتوری سر داده‌اند. از آن طرف سلطنت‌طلبان هم به عمد این قضیه را دارند طوری جلوه می‌دهند که انگار آنهایی که به شاهزاده وکالت می‌دهند، ایشان را بعنوان پادشاه آینده‌ی ایران برگزیده‌اند! این قضیه هم نور علی نور شده و بیشتر داد مخالفان را در آورده است (+).

۴- در هر حال بنظر من، کسانی که مخالف وکالت دادن هستند، آنهایی هستند که با یک یا دو یا همه‌ی آن سه اصل مخالفند:

- جمهوری‌خواهان، از پیش شکل حکومت آینده را تعیین کرده‌اند و با اصل سوم مخالفند و می‌ترسند اگر نوع حکومت به انتخاب مردم گذاشته شود، آنها رای نیاورند.  سلطنت‌طلبان هم به همین دلیل نگرانی از رای نیاوردن خود، موضوع وکالت را آنطور جلوه می‌دهند.

- طرفداران فدرالیسم و خودمختاری، با همه‌ی اصول، بخصوص اصل  اول مخالفند.

- کمونیستها و بقیه گروه‌ها هم به همچنین.
 
- بهرام مشیری هم فکر کرده رضا پهلوی می‌خواهد پادشاه آینده‌ی ایران بشود که این گونه برآشفته است. البته ایشان، گوشه چشمی هم به فدرالیسم دارد که در یک جایی از  صحبت‌هایش می‌گوید مردم کردستان و آذربایجان، شاه را نمی‌خواستند.

۵ بهمن ۲۵۸۱
------------

پ.ن.

* بجای وکالت خواستن از مردم، بهتر این بود که ایشان، طی نامه‌ای سرگشاده به کلیه‌ی احزاب و گروه‌های مدعی مخالفت با حکومت اسلامی، این سه اصل اساسی را با آنان در میان گذاشته و از آنان می‌خواست نظر خود را در مورد این سه اصل ،صراحتا و علنا اعلام نمایند و چنانچه با آن موافق هستند، نماینده‌ای جهت شرکت در یک شورای همبستگی ملی معرفی نمایند. در اینصورت؛ سیه روی می‌شد هر که در او غش می‌بود.

+ متاسفانه دو گروه، مدعی طرفداری و پیروی از شاهزاده رضا پهلوی هستند:
- گروهی که خود را سلطنت‌طلب و یا مشروطه‌خواه می‌دانند و به دروغ مدعی طرفداری از ایشان هستند. این دسته، تنها به برپایی یک حکومت پادشاهی بجای حکومت فعلی در ایران می‌اندیشند و به همین جهت در تقابل کامل با جمهوری‌خواهان هستند. این در حالی است که شاهزاده رضا پهلوی از سالها پیش صراحتا اعلام کرده که برای او نوع حکومت پس از براندازی، در درجه‌ی اول اهمیت قرار ندارد. همانطور که گفتم، این گروه عامدانه موضوع وکالت دادن به شاهزاده را انتخاب ایشان بعنوان پادشاه آینده جلوه می‌دهند.

- و گروه دوم کسانی هستند که ناآگاهانه و بدون توجه به اصول پیشنهادی شاهزاده، آب به آسیاب گروه اول می‌ریزند و بدین وسیله بر آتش نفاق و تفرقه بین سلطنت‌طلبان و جمهوری‌خواهان می‌دمند.

این دو گروه، با اعمالشان، موضوع #من_وکالت_میدهم را مانند سایر موضوعات مهم لوث خواهند کرد.


☺☺☺☺


١۶ دیماه ٢۵٨١

.

Comments

Be the first to add a comment