۲۵ مهر۱۳۱۸، آمپول هوا، مجازات «اسائه ادب به مقام سلطنت»!
محمد فرخی یزدی شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات بعد از انقلاب مشروطیت است.
او را یکی از رئوس مثلث شعرای آزادیخواه دانستهاند که در دو راس دیگرش عارف و عشقی قرار دارند
غزل معروف با مطلع «آن زمان كه بنهادم سر به پای آزادی، دست خود ز جان شستم از برای آزادی» سروده اوست.
در سال ۱۲۸۹و در زمان احمدشاه قاجار، شعری درباره ظلمها سرود که لبهایش را دوختند و اورا به زندان انداختند.
در آن حال سرود: «شرح این قصه شنو از دو لب دوختهام، تا بسوزد دلت از بهر دل سوختهام»
در سال ۱۳۰۷ نماینده یزد در شورای ملی شد ولی بهدلیل انتقاداتش، نمایندگان طرفدار رضاخان او را کتک زده و مجروح کردند.
فرخی به نشانه اعتراض به سانسور در زمان رضاخان یک ستون از روزنامه خود را سفید میگذاشت
او به جرم «اسائه ادب به مقام سلطنت» به زندان افتاد و در نهایت پس از ۲سال شکنجه در ۲۵مهر ۱۳۱۸ توسط آمپول هوا کشته شد.
قتل او توسط پزشک احمدی انجام شد و گفته شده ناخنهای او را نیز کشیده بودند.
امروز به بهانه توهین به رهبری زندانی کرده و میکشند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing