☀️رضازاده شفق؛ سیاستمدار صادق و مشروطه‌خواه☀️بخش2

شفق در ۱۳۰۰ به ایران بازگشت و پس از اقامت چندماهه در ایران به آلمان رفت و در آنجا ضمن دیدار و همفکری با اندیشمندانی چون تقی‌زاده، پورداوود، جمال‌زاده و محمد قزوینی و نوشتن در جراید فارسی‌زبان آلمان همچون ایرانشهر، به تحصیل در رشته فلسفه پرداخت. دوران اقامت او در استانبول و برلن مصادف بود با اوج فعالیت شوونیست‌های ترک در ترکیه. در آن زمان برخی نویسندگان ترک، در جراید ترکیه نفرت‌پراکنی علیه ایرانیان و انتشار دعاوی باطل درباره آذربایجان و مردمان آن را به اوج رسانده بودند. رضازاده شفق در کنار همشهریان فاضل خود حسین کاظم‌زاده ایرانشهر، علی صادقی تبریزی، حسن تقی‌زاده، احمد کسروی، تقی ارانی و تنی چند از ادبا و محققین همچون محمود غنی‌زاده سلماسی، رشید یاسمی، حبیب‌الله نوبخت، محمود افشار و… در جراید فارسی‌زبان داخل و خارج ایران، ماه‌ها وقت خود را صرف دفاع قلمی از ایران و پاسخ دادن به دعاوی بی‌اساس روزنامه‌های ترک کرد. او در پاسخ به نغماتِ شومِ جراید ترک، رساله «تورک متفرینک نظر انتباهه» را به زبان ترکی استانبولی نوشت که در ۱۹۲۴ میلادی در برلن منتشر شد و ترجمه آن در جریده تجدد به چاپ رسید.

رضازاده شفق در جوانی

شفق در ۱۳۰۷ خورشیدی دکترای خود را در رشته فلسفه از برلن دریافت کرد و بلافاصله به ایران بازگشت و در دارالمعلمین عالی (که بعدها به دانشسرای عالی تغییر نام پیدا کرد) مشغول تدریس فلسفه شد. با تأسیس دانشگاه تهران در ۱۳۱۳، تدریس فلسفه و علوم تربیتی را در این دانشگاه آغاز کرد و در ۱۳۱۴ رسماً استاد دانشگاه تهران شد. در همین سال که فرهنگستان ایران تأسیس شد، شفق از اعضای مؤسس و پیوسته فرهنگستان بود. به نوشته دکتر عیسی صدیق، چون رضازاده شفق تنها دانشمندی بود که در فرهنگستان، علاوه بر دانستن انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی و عربی، آشنا به زبان پهلوی نیز بود، حضورش در جلسات فرهنگستان بسیار مغتنم به شمار می‌رفت. او همچنین در دوران رضاشاه کبیر به عضویت سازمان پرورش افکار در آمد و در همان دوران در کنار محمد قزوینی، علینقی وزیری، عیسی صدیق، قاسم غنی، محمود افشار، علی‌اکبر سیاسی و محمدعلی فروغی از اعضای شورای عالی تبلیغات بود.

پس از جنگ دوم جهانی، شفق در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی به همراه نمایندگانی چون سیداحمد بهبهانی، علی دشتی، سیدمحمدصادق طباطبایی و محمد مصدق از شهر تهران وارد مجلس شد. مجلسی که محمدصادق طباطبایی ریاست آن را بر عهده داشت و رهبری اقلیت آن با مصدق بود. با اتمام جنگ دوم جهانی، با هیئتی از مجلس شورای ملی در کنفرانس سانفرانسیسکو که برای تشکیل سازمان ملل متحد در آمریکا برگزار شده بود، شرکت کرد. حضور او در مجلس چهاردهم مصادف بود با غائله آذربایجان. از آنجا که مانند هر وطن‌خواه و ایران‌دوستی مخالف حضور شوروی در ایران بود، روشنفکران چپ و نویسندگان جراید آنان در صدد بودند که شفق را از صحنه سیاسی دور کنند. اما قوام نخست‌وزیر وقت در جریان مذاکره با شوروی برای خروج نیروهای شوروی از ایران، رضازاده شفق را به دلیل احاطه به تاریخ و فرهنگ ایران و برای ایجاد توازن میان اعضای هیئت سیاسی، با خود به مسکو برد. او در دوره پانزدهم نیز از شهر تهران وارد مجلس شورای ملی شد. پس از خروج نیروهای شوروی از ایران و به دنبال آن سقوط فرقه دموکرات و آزادی آذربایجان، طرحی که رضازاده شفق با امضای تعدادی از اعضای مجلس پانزدهم و با قید دو فوریت در جهت منتفی دانستن قرارداد قوام با شوروی در باب نفت شمال و ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی، تقدیم ریاست مجلس کرد، به تصویب مجلس رسید تا استالین در جریان غائله آذربایجان دست خالی بماند.
@cafe_andishe95

هیئت اعزامی به مسکو یک روز قبل از اعزام، به ترتیب از سمت راست نیکپور، عمیدی، پیرنظر، رضازاده شفق، عامری، قوام، سیاح، اسدی، دری، مسعودی، تفضلی
او در فروردین ۱۳۲۸ به دعوت کمیسیون حقوق بشر به آمریکا رفت و پس از اتمام کار کمیسیون، به سخنرانی درباره تاریخ و فرهنگ ایران در دانشگاه‌های آمریکا پرداخت. پس از بازگشت به ایران در بهمن ۱۳۲۸ به عنوان نماینده انتصابی از تهران وارد اولین دوره مجلس سنا شد و از طرف همین مجلس به عضویت کمیسیون خلع ید درآمد. در سال ۱۳۳۰ بار دیگر به آمریکا رفت و دوسال و نیم به تدریس در دانشگاه‌های کلمبیا و میشیگان در آمریکا و مک‌گیل در کانادا مشغول شد. در آذر ۱۳۳۲ مجدداً به ایران بازگشت و تا زمانی که در سال ۱۳۴۲ با رتبه استاد ممتازی از دانشگاه تهران بازنشسته شد به تدریس ادامه داد.
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment