اگر به مدت طولانی در رأس قدرت بمانید، مغز شما کم‌کم شکل دیگری از واقعیت می‌سازد

یافته‌های جدید علوم اعصاب نشان می‌دهد که «قدرتِ مزمن» فقط یک وضعیت سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه می‌تواند ساختار و کارکرد مغز را هم تغییر دهد. قرار گرفتن طولانی‌ مدت در موقعیت‌هایی که فرد بدون مقاومت جدی تصمیم می‌گیرد، باعث فعال‌تر شدن سیستم پاداش مغز و تقویت حس کنترل و برتری می‌شود. در مقابل، بخش‌هایی از مغز که مسئول مهار تکانه‌ها، ارزیابی پیامدها، همدلی و پذیرش بازخورد هستند، به‌تدریج ضعیف‌تر عمل می‌کنند. نتیجه این فرایند چیست؟ اعتماد بیش از حد به قضاوت شخصی، کاهش تحمل نقد، افزایش ریسک‌پذیری و شکل‌گیری نوعی «واقعیت درونی» که با جهان بیرونی فاصله دارد. در این وضعیت، مخالفت نه به‌عنوان بازخورد، بلکه به‌عنوان تهدید تفسیر می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این تغییرات بیشتر ماهیت شبکه‌ای و کارکردی دارند، نه صرفا آناتومیک. یعنی مغز خود را با محیط قدرت سازگار می‌کند. به‌گونه‌ای که جهان بیرونی از فیلترهای شناختی جدید عبور می‌کند و هرچه بیشتر با جایگاه قدرت فرد همسو می‌شود. در شرایط بحران یا تهدید جدی، این «واقعیت ساخته‌شده» شکننده‌تر می‌شود. استرس شدید، قشر پیش‌پیشانی را بیش از پیش تضعیف کرده و میدان را به مدارهای هیجانی و واکنش‌های دفاعی می‌دهد. تصمیم‌گیری تحلیلی جای خود را به واکنش‌های سخت‌گیرانه، گاه پارانویید و چرخه‌های رفتاری تکرارشونده می‌دهد.

از این منظر، رفتارهای برخی رهبران در مراحل پایانی قدرت را نمی‌توان فقط خطای سیاسی دانست، بلکه می‌توان آن را بازتاب سال‌ها سازگاری نوروساینتیفیک مغز با قدرت بدون پاسخ‌گویی دید.

رضا خسروی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment