♦ بیپرده و صریح از منافع ملی دفاع کنیمابراهیم اسکافی
🔹مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد. این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار سازد. این یادداشت ابتدا ادّعاها و فرضیات نویسنده را که در سه یادداشت اخیر او آمده است، تشریح کرده و سپس آنان را بررسی میکند.
🔸نویسنده در یادداشتی با عنوان «جدال بر سر منافع مردم یا منافع حکومتها؟» که بنا است بار فلسفی ماجرا را بر دوش بکشد، «منافع ملی» را زیر سؤال برده و «منافع تمام بشریت» را جایگزین آن ساخته و از سوی دیگر «جهانوطنی» را جایگزین «ملیگرایی» میکند تا هیچ دلیلی برای مبارزه با تحریم علیه ایران باقی نماند. میگوید «در تعهد روشنفکری، استدلالهای ناسیونالیستی نمیتوانند جایگاهی داشته باشند.» در واقع میگوید در کنار گذاشتن ملیگرایی تنها نیست و روشنفکران جهان پشتیبان نظری او هستند.
🔹در یادداشت دیگری با عنوان «شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار» استدلال میکند که ما در دورهای هستیم که دولتهای مدرن بهوجود آمدند، و احتمالاً نویسنده از این دولتهای مدرن دوست دارد، اما ویژگی این دولتها این است که اگر بودجهشان شفاف نباشد، نمایندهٔ مردم نیستند و مشروعیت ندارند. نویسنده چون هنوز به خواستهاش که «دولت مدرن» است دست نیافته پس شهروند دولت مدرن نیست و نتیجهٔ نهایی اینکه موضوع تحریم اصلاً جای بحث ندارد.
🔸آیا عصر روشنگری دستاورد سیاسی از نوع جهانوطنی یا اومانیسم داشت؟ انسان عصر روشنگری به محض آنکه قدرت و فناوری لازم را به دست آورد برای تصاحب منابع دیگران، دست به استعمارگری زد، منابع دیگران را غارت کرد، به صنعت بردهداری روی آورد، نژادپرستی را مبنای حکومت قرار داد و تا اواسط قرن بیستم زنها را شهروندان درجه دوم تلقی نمود. عصر روشنگری صرفاً تلاشی بود برای عقب راندن مذهب و بها دادن به علم و هنر.
🔹میرحسین موسوی با آنکه اعتقاد داشت در انتخابات ۸۸ تقلب صورت گرفته است، رییس دولت را بهعنوان دستکم رییس دستگاه دیوانسالاری کشور به رسمیت شناخت تا از دولت بخواهد که پاسخگوی عملکرد خودش بوده و به حقوق مردم رسیدگی کند.(۹) زمانی میتوان از دولت دست کشید و هرگونه همکاری با آن را تقبیح نمود و موضع قهرآمیز نسبت به آن اتخاذ نمود که دیگر تنها در انتظار اضمحلال نظام سیاسی باشیم.
🔸اما اگر هدف واقعی ما پاسخگویی دولت و شفافیت در بودجه است، این مهم ماحصل فرایند دمکراتیزاسیونی است که با مبارزات پیگیر به دست میآید، این فرایند از طریق مداخله در سیاست و مشارکت در آن پیشرفت میکند. بیرون کشیدن از فضای سیاست و نظارهگر بودن دستاوردی نخواهد داشت. گذار به دموکراسی فرایندی یکشبه نیست. ضمن اینکه اگر بنا بر ساختن جامعهای پویا و دمکراتیک باشد، شهروندان نیز باید فارغ از دولت مسئولیتپذیر بوده و برای تأمین منافع ملی و خدمت به جامعه کوشا باشند.
🔹شاید بیش از هر متن دیگری یادداشت میرحسین موسوی در مورد صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت، در سالهای آغاز جنبش سبز به وضعیت کنونی ما نزدیکتر باشد. در آن بیانیه به آثار ویرانگر این بیانیه بر اقتصاد کشور و بیکفایتی دولتمردانی که تحریمها را کاغذپاره میخواندند تأکید زیادی دارد. ترجیعبند آن یادداشت منافع ملی است.
متن کامل مقاله:
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-04-14-2#فرهیختگان صدای فرزانگان