مالک محترم پراید سفیدِ صفر یا در حدّ نو ، ساکن خیابانی در حاشیه یکی از بزرگراههای مشهد . دوسه هفته پیش گذرم افتاد آنطرفی و از شاهکارت عکس گرفتم :
یک « کمدیدرامِ» تمامعیار و یک شرحِ مُجمل و دقیق از این ضربالمثل :
«والغریق ، یتشَبّثُ بکلّ حشیش»
( کسی که دارد غرق میشود ، به هر گیاهِ خشکیدهای چنگ میزند)
حلقه و زنجیری که جوش دادهای به ستونِ لختِ خانه و یک سرش را بستهای به دُمِ جنابِ مستطابِ پراید، چکیده صدها ورق تحلیل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی از حال و روزِ ماست ...
اکسسوار و طراحیِ صحنهات بهتنهایی و بیحضور هیچ بازیگری، نمایشِ گویاییست از استیصال، ترسِ از دست دادن و امیدواریهای توخالی و سُست. اِنحنای کج و بیقرینه این زنجیر، انگار پوزخندیست به امنیّتِ فرمایشی، به خاطرجمعی، به اطمینان، به «مردم نگران نباشند» !
این فقط عکسِ زندگیِ تو نیست همشهری، این عکسِ دستهجمعیِ همهی ماست ..
محمدجواد اسعدی
@designmanufacturing