شرفیایی... شهبانو تردید دارد که ما قابلیت برگزاری جشنهای
دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران را داشته باشیم. او مایل است خودش شخصاً در برنامه ریزی دخالت کند، ولی به شاه گفتم که این امر بی خطر نیست.
گفتم، تردیدی نیست که ایشان باید نگران باشند. ولی تمنی دارم ترتیبی اتخاذ کنید که هر کاری می خواهند بکنند از طریق من باشد. وگرنه خدا می داند چه آش شله قلمکاری به وجود خواهد آمد. من ادعا نمیکنم که از همکاران دیگرم بهتر کار می کنم ولی آشپز که دو تا شد، تکلیف آش معلوم است، و اطرافیان ملکه آدمهای بی آزاری نیستند. شاه صددرصد موافق بود. سپس نمونه هایی از کتابها و هدایایی که به یاد بود این مراسم برای میهمانان تهیه کرده بودم نشان دادم، همچنین ماکت های چادرهایی را که ژانسن طراح فرانسوی ساخته است
...

📚#گفتگوهای_من_با_شاه
#خاطرات_محرمانه_امیر_اسدالله_علم
🖌#امیر_اسدالله_علم
جلد 1 & صفحۀ 260
زیر نظر #عبدالرضا_هوشنگ_مهدوی
تهران، طرح نو


#شنبه & 1349/6/7 #هفتم_شهریور

Comments

Be the first to add a comment