✳️اگر می توانستم از اندیشیدن باز ایستم، بهتر میشد! اندیشه سخت ترین دردهاست. اندیشه، دائم کِش میآید و مزه غریبی به جای می گذارد!
و بعدش کلمات هستند در درون اندیشهها! کلمات ناتمام، اندیشه های بی پایان.. می اندیشم که وجود دارم! این احساس وجود داشتن چه مارپیچ دور و درازی است. نباید اندیشید. نمی خواهم بیاندیشم، میاندیشم که نمیخواهم بیندیشم. نباید بیندیشم که نمیخواهم بیندیشم! چه چرخه عبثی! همه آنچه که گفتم، خود اندیشیدن است.