شاید پیش بینی آینده مملکت

"دولت و سیاست نابود شدنی یا منقرض شدنی نیستند. جهان به کمک تعاریف و سازه هایی که تمامی آنها حول دوقطبي اخلاق و اقتصاد می چرخند سیاست زدایی نخواهد شد. دشمنی های اقتصادی می توانند سیاسی شوند و این واقعیت که قدرتی اقتصادی می تواند ظهور کند ثابت می کند که می توان از طریق امر اقتصادی و یا هر قلمرو دیگری به نقطه امر سیاسی دست یافت. عبارت مشهور والتر راتناو مبنی بر این که امروزه سرنوشت نه در سیاست بلکه در اقتصاد است، از چنین بستری برخاسته است. به بیان دیگر، سیاست همچنان سرنوشت است، اما آنچه اتفاق افتاده این است که اقتصاد به سیاست و بدین وسیله به سرنوشت تبدیل شده است.

این باور نیز اشتباه است که موضع سیاسی ای که بر برتری اقتصادی مبتنی است. آنگونه که ژوزف شومپیتر در کتاب "جامعه شناسی امپریالیسمها" "ذاتا غیرجنگجویانه است". آنچه ذاتا غيرجنگجویانه است اصطلاحاتی است که بر ذات ایدئولوژی لیبرال متکی هستند. امپریالیسم که بر قدرت اقتصادی خالص مبتنی باشد طبیعتا تلاش خواهد کرد اوضاعی را در جهان حفظ کند که آن را قادر می سازند ابزارهای اقتصادی اش را بدون دست اندازی دیگران به کار بندد و مدیریت کند؛ ابزارهایی مثل فسخ اعتبارات، تحریم مواد خام، نابود کردن ارز دیگران و غیره این نوع امپریالیسم هر گونه تلاش مردم را برای گریز از تیرهای چنین روش های "صلح آمیزی" قدرت فراقتصادی محسوب خواهد کرد.

امپریالیسم اقتصادي خالص، ابزار اجبار نیرومندتر، اما همچنان اقتصادی و، از این رو (بر اساس این اصطلاح شناسی) غیرسیاسی را نیز که ذاتا صلح آمیز است استفاده می کند. برای مثال، قطعنامه سال ۱۹۲۱ اتحادیه ملل مواردی چند از این ابزارها را بر می شمارد: تحریم های اقتصادی و محدود کردن منابع غذایی جمعیت غیرنظامی. و در آخر، این قدرت خالصا اقتصادی ابزارهای فنی کافی را برای ایجاد مرگ خشونت آمیز در اختیار دارد. ابزارهای مدرن نابودی را سرمایه گذاری های عظیم مالی و فکری تولید کرده اند، ابزارهایی که مطمئنا در صورت لزوم مورد استفاده قرار خواهند گرفت".

این قطعه درخشان از کارل اشمیت از کتاب "مفهوم امر سیاسی" است، مضمون کلی حرفش البته نقد لیبرالیسم است، ولی به شدت تامل برانگیز و شاید باید آن را چندبار خواند، والله اعلم.

http://bit.ly/2lobn9T

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

Comments

Be the first to add a comment