🔗قطعاتی در سایه جنگ

#امین_بزرگیان

🔹زدن آب‌شيرين‌كن قشم توسط آمریکا شاید توضیح‌دهنده‌ترین هدف از ابتدای جنگ باشد. از بین رفتن آنجا یعنی «تشنگی دادن قهری». قطع آب در اینجا نه بعنوان نتیجه‌ی مخرب جنگ، که عملیاتی است مستقیم و به هدف تشنگی دادن، حتی به کسانی که مداخله‌ای در آن ندارند.
اگر صهیونیسم فارسی‌زبان استادیوم و مدرسه و بیمارستان را بعنوان اهداف نظامی توجیه می‌کند، تخريب ذخایر آب اینقدر صریح است که توان چنین توجیهاتی را ندارد.
به مرور آمریکا و اسراییل جاهایی را مورد هدف قرار خواهند داد که حامیان جنگ را به پاک کردن مواضع گذشته‌شان خواهد کشاند. با پیروزی آنها این شرم به بالاترین میزان خود خواهد رسید، وقتی که آشکار شود نظم جهانی هیچ علاقه‌ای به دموکراسی در ایرانِ مخروبه ندارد.

🔹از ابتدای آتش بس اسرائیل و حماس به میانجی آمریکا تا امروز، ۶٠٠ فلسطینی توسط ارتش اسرائیل کشته شده‌اند.

🔹مخالف جنگ راستین یعنی کسی که به ماهیت مخرب آن آگاه است نمی‌تواند اکنون و نسبت به ادامه آن بی تفاوت باشد؛ یا حتی از آن حمایت کند.
همه نیروهای دموکراسی‌خواه باید برای پایان این وضعیت تلاش کنند. تهییج و شعار و رشادت‌های اینترنتی برای ادامه جنگ تا نابودی آمریکا و اسراییل و امپریالیسم جهانی، نه تنها قطع رابطه افراد از زمین واقعیت را نشان می‌دهد که گوینده را به جبهه حامیان جنگ پرتاب خواهد کرد.
«نه به جنگ» کسی را مستثنی نمی‌کند و شعاری فقط خطاب به رقصندگان دیاسپورا نیست.
از هر وسیله‌ای باید استفاده کرد تا جنگ به پایان برسد. دولتی که از موشکش استفاده می‌کند، این موشک باید وسیله‌ای جهت بازداری طرف متخاصم و راهی برای دستیابی به آتش بس باشد.
کارل مارکس در توصیف سوسياليسم تخيلی می‌گوید که آنها جامعه آرمانی طراحی می‌کنند، مدلهای اخلاقی پیشنهاد می‌دهند، اما مکانیسم واقعیِ تغییر تاریخی را توضیح نمی‌دهند. از نظر مارکس، آنها تصور می‌کنند اگر طرح عادلانه‌ای ارائه شود جامعه میتواند با اقناع اخلاقی تغییر کند. نه اینطور نیست.

🔹در این سال‌ها دو تابوی سیاسی مدرن در ایران فرو ریخت: یکی، حکومت موروثی و دیگری، درخواست حمله نظامی. این گزینه‌ها به درون میدان سیاسی وارد شده و معلوم نیست تا کی بتوان آنها را زدود.
هر دوی این نا-دستاوردها محصول اپوزیسیون راست بوده است. پهلویسم تابوی حکومت موروثی را به عنوان یکی از مهمترین ایده‌های انقلاب ۵٧ به مرور تضعیف کرد تا جایی که در تخیل سیاسی بسیاری از افراد، «حکومت پسر شاه» با «سعادت» اینهمان شد. اما اتفاقی که افتاد، بهره‌گیری حکومت حاضر ازین نا-دستاورد فرهنگی بوده است. لحظه ظهور مجتبی خامنه‌ای در میدان سیاسی بعنوان جانشین با ظهور مجدد رضا پهلوی همزمان است. در واقع، تلاش‌های رسانه‌ای جبهه پهلویسم در نهایت، اقدامی به سود وراثتِ رقیب شد.
از سوی دیکر، حمله نظامی به عنوان «راهی به رهایی» نیز راهکاری بود که به مرور قبح خود را به همت و تلاش پهلویسم از کف داد. اما در این لحظه سیاسی نیز «جنگْ، نعمت» شد و در زیر سایه آن، نظام حاکم توانست کاری سخت (یعنی عبور از بحران جانشینی) را بدون مخاطره‌ی «مردم» و زیر هیمنه‌ی «وضعیت اضطراری» از سر بگذراند. جنگ حاضر همچنان امکانات بسیاری برای حکومت در آینده‌ی پیش رو دارد، که هدیه ایده «ترامپ بزن» به نظام مستقر است.

🖼Ellinne

Comments

Be the first to add a comment