بهار ۲۹ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد است. می گوید نسبت به مکانهایی که خودش در آنجا تجربه ناخوشایندی داشته و خاطرهای از آزارهای خیابانی دارد، دارای احساس ترس و اضطراب شده و این ترس تا همین حالا با او است: «من تا ۱۵ سالگی اصلا از خیابانمان نمیترسیدم. بعد از اینکه یک بار صبح در راه مدرسه آقایی مزاحمم شد، تا همین حالا نسبت به این خیابان احساس ترس و دلهره دارم و زمانهای تاریکی و خلوتی ترجیح میدهم طول خیابان را بدوم. یا مثلاً بخاطر تجربههای بدی که از نشستن روی صندلی عقب تاکسی دارم، همیشه سعی میکنم صندلی جلو بشینم و یا حتی در قسمت عقب کرایه دو نفر را بدهم تا خیالم راحتتر باشد!»
.
اما زهرا در لابهلای تجربههایش از آزارهای خیابانی به نکته دیگری اشاره میکند: «تقریباً همه دخترها از دوران کودکی با همچین تجربههایی روبه رو بوده و هستند. اما چیزی که در میان هست و ما را بیشتر آسیبپذیر میکند، این است که ما در مورد این تجربهها و آزارها با کسی صحبت نمیکنیم. فضای فرهنگیمان به گونهای است که دخترها این اجازه را به خود نمیدهند که این مسائل را با خانواده در میان بگذارند؛ چرا که اگر این اتفاق را مطرح کنیم اول خودمان متهم میشویم و بعد کسی که ما را آزار داده است. پیامد گفتن این موضوع به خانواده، در درجه اول محدودیت خودِ دختر است».
.
او که خود ۲۵ سال دارد و کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی است، به تجربهاش از مزاحمتهای تلفنی اشاره میکند. فرد ناشناسی که با تماس با وی وقتی ۱۰ ساله بوده، موجب ترس و اضطراب زهرا از تلفن تا همین امروز شده و حالا هم هنوز علاقهای به جواب دادن به تلفن ندارد!
.....#کارتون #توانا #حقوق_زنان #آزار_جنسی
@Tavaana_TavaanaTech