🇮🇷 ‏سپاس خدای را که سهم ما از تاریخ، ایستادن در روزگار سقوط نیشابور نبود؛ نه هنگام جدا شدن هرات از پیکر ایران زیستیم و نه در شهریور بیست، آن‌گاه که بیگانگان از شمال و جنوب آمدند و وطن را اشغال کردند. تقدیر نسل ما این نبود که تنها راوی شکست باشد. ما را برای روز دیگری نگه داشتند؛ برای روز ایستادن.

‏انقلاب اسلامی پنجاه‌وهفت، با همه فراز و فرودها و همه داوری‌ها، چیزی را در جان این ملت زنده کرد که قرن‌ها تحقیر و شکست می‌کوشید از او بگیرد: اعتماد به نفس ملی. این باور که ایران می‌تواند بر پای خود بایستد، برابر دو قدرت اتمی عقب ننشیند، عراق نشود، لیبی نشود، ونزوئلا نشود و سرنوشتش را دیگران برایش ننویسند.

‏ما افسانه شهرهای موشکی را نشنیدیم؛ دریچه‌هایشان را دیدیم که گشوده شد. دیدیم چگونه از دل کوه، آتش برخاست و آسمان را شکافت. دیدیم مردانی را که در پای پرتابگرها ماندند و آنان را که پشت سامانه‌های پدافندی، چشم به آسمانی دوختند که هر لحظه می‌توانست مرگ از آن فرود آید.

‏ما قهرمانان را این بار روی پرده سینما ندیدیم. نسخه واقعی دلیران تنگستان را دیدیم؛ در خلیج فارس و هرمز؛ بی‌گریم، بی‌موسیقی حماسی، بی‌نورپردازی. مردانی خاموش، کنار قایق‌ها، پهپادها، موشک‌ها و رادارها، در میان آژیر و آتش، که شاید نام بسیاری‌شان هرگز دانسته نشود، اما ایران نام کارشان را به یاد خواهد سپرد.

‏و دیدیم که زندگی نیز تسلیم نشد. نوازنده‌ای در دل خطر، در  کنار نیروگاه ساز زد؛ مردمی روی پل‌ها ایستادند، با آنکه می‌دانستند آسمان امن نیست. شبها و شبها در خیابان با وجود تهدید. گویی هر کدام می‌خواستند به دشمن بگویند: می‌توانید آسمان را ناامن کنید، اما نمی‌توانید زندگی را از این سرزمین بگیرید.

‏ما ایران را بی‌زخم ندیدیم. داغ دیدیم، ترس دیدیم، ویرانی دیدیم. اما نگریختیم. آن روز که تاریخ در خانه ما را کوبید، پشت در پنهان نشدیم. ایستادیم و فهمیدیم که میهن فقط خاک نیست؛ لحظه‌ای است که می‌دانی خطر نزدیک است، اما باز هم جایت را ترک نمی‌کنی.
#حسین_قتیب

🇮🇷Ellinne

Comments

Be the first to add a comment