.
گلوی خاطراتم
انگار خراش برداشته است
درد دارد
سرفه‌هایش خونین است
"دوستی"،
چه خنجر زهرآگینی می‌شود
وقتی خبر نداری از پشت سر!
ملالی نیست
می‌مانند یادها
می‌مانیم ماها
می‌مان...
حتما پشت ابرهای امروز هم،
خورشید،
منتظر نور پاشیدن و گرما بخشیدن است.
منتظر می‌مانم...
بهاره قادری
۲۵ دیماه ۱۳۹۸

Comments

Be the first to add a comment