شما نباید یک انسان را با مرگ کیفر دهید، بهویژه به خاطر یک حکومت. —مارتین بوبر
این جمله انسان را در مقابل نهاد مینشاند. انسان دستپروردهی خداوند است و نهاد دستپروردهی انسان. انسان تکرارناپذیر است و نهاد تکرارپذیر. پس انسان نباید به خاطر یک نهاد حقوقی اعدام شود. آدولف آیشمن یکی از فرماندهان بلندپایهی نازی و یکی از آمران هلوکاست بود که پس از جنگ جهانی به برزیل گریخت. سال ۱۹۶۱ موساد و شاباک او را میربایند و به اسرائیل میآورند تا محاکمه شود. هدف از محاکمهی علنی و پرطمطراق او فریاد زدن مظلومیت یهودیان و البته محکم کردن ریشههای حکومت نوپا و مذهبگرای یهودی بود. جملهای که در صدر مطلب خواندید اعتراض مارتین بوبر در نامهاش به بنگوریون دربارهی حکم اعدام آیشمن است که البته هیچ وقت شنیده نشد. ظلم بیتردیدی که در دورهی نازیها و در دوردستها یعنی آلمان در حق یهودیان روا داشته شد بهانهی محکمی شد برای خونریزی درون کشور به نام حفظ امنیت. اسرائیل بهعنوان یک نظام، تا همین امروز به نام امنیت، صاحبان اصلی سرزمینی را که بر آن حکم میراند میکشد. متفکران اسرائیلی از جمله ایتامار رابینویچ میدانند و بارها گفتهاند که سرسختترین نیروها برای ویران کردن سرزمینها، اقلیتها هستند. اقلیتهایی همچون یهودیان پیشاپیش واجد حس مظلومیتی همواره، خودبرترپنداری الهیاتی و کینه از همگان هستند و اگر به قدرت برسند با تکیه بر الهیات جدابافتهشان با خاطری آسوده و حتی در عین حس مظلومیت، همه چیز را ویران میکنند و هر کسی را از دم تیغ میگذرانند. الهیات برای اقلیتها چون هزاران سال با موجودیتشان گره خورده بوده، همواره از انسانیت که هزاران سال سرکوبشان میکرده، برتر مینشیند و هرگز آمادگی نخواهند داشت از اعتبار الهیات بکاهند و بر اعتبار انسانیت بیافزایند. این درست همان نقطهی حیاتی است که بوبر به عنوان یک الهیدان آن را میشناسد و بر آن انگشت میگذارد. میگوید انسان برتر از نظام مبتنی بر الهیات اقلیت است. چون انسان ساختهی خداست و نظام ساختهی انسان./فراموشی