✳️ بازخوانی کتاب: اجماع لندن (The London Consensus) (۲) ✍حسین ساسانی
✅ ۱) به سوی اجماع اقتصادی لندن: درآمدی بر یک چشمانداز نو تیم بزلِی و آندرس ولاسکو
■ آیا پارادایمها مفید هستند؟ هر پارادایمی، در لحظهی تولدش، وعدهی رهایی میدهد و در لحظهی بلوغش، خطرِ اسارت میزاید. زیرا پارادایم، هرچند از اندیشه زاده میشود، اما دیر یا زود بدل به مرجعیتِ بیچونوچرای اندیشهها میگردد؛ و این، همان لحظهای است که تفکر، به جای گشودگی، به تکرار فرو میغلتد. سیاستگذارِ عاقل، فهرستی بلند از «اقدامات توصیهشده» نمینویسد؛ زیرا میداند زندگی ملتها، مجموعهای از دستورالعملها نیست. هیچ کشوری را نمیتوان با «لیست اصلاحات» نجات داد، چنانکه هیچ روحی با نسخهای از پیشنوشته درمان نمیشود. حکمرانی، هنرِ اولویت است، نه علمِ انباشت؛ و هر رهبرِ دموکرات خردمند، مردمسالار و دوراندیش، در تنگنای زمان و منابع، درمییابد که در سیاست، تمرکز ارزشمندتر از پراکندگی و گستردگیِ بیاولویت است. زیادهخواهی در سیاست، همان ندانستن در فلسفه است. جهانِ امروز، از نسخههای جهانی خسته است. تجربهی هر ملت، به بافتی از تاریخ، حافظه و فرهنگ گره خورده است که در هیچ الگوی آمادهای نمیگنجد. تقلید از آنچه «بهترین رویهی بینالمللی» خوانده میشود، گاه چیزی نیست جز بازتولیدِ بیریشگی. زیرا توسعه، همانند رشدِ درخت، از درون خاکِ خود برمیخیزد؛ نه از بذرهایی که بادِ مشاوران جهانی میپراکند. بدینسان، پرسش از «اجماع نوین» خودْ به پرسشی از معنا بدل میشود: آیا هنوز میتوان بر سر فهمِ مشترکی از پیشرفت به توافق رسید؟ یا باید پذیرفت که جهان، دیگر یک زبان ندارد، بلکه هزار زبانِ متفاوت دارد که هر یک در جغرافیای خویش معنا میزاید؟ دانی رودریک هشدار میدهد: «از اقتصاددانانی که حامل پارادایم هستند، برحذر باشید» - و این، بیش از هشدار، وصیتی است. زیرا هرگاه اندیشهای بخواهد جاودانه شود، به خطرِ جمود نزدیکتر میشود. پیش از او، آلبرت هیرشمن گفته بود که جستوجوی پارادایمها، خودْ مانع فهم است؛ و راست میگفت، چراکه فهم، از تردید زاده میشود، نه از قطعیت. اما اگر پارادایمها ما را در قفس مینهند، تجربهها نیز بیپارادایم، به آشوب میانجامند. پس شاید راز در تعادل باشد: در برپایی اجماعی تازه، نه برای تحمیلِ یک اندیشه، بلکه برای همسخنی میان تجربهها. اجماعی که چون آینهای میان ملتها بگردد، تا هرکدام، چهرهی ناتمامِ خویش را در دیگری بازشناسند. این، نه اجماعِ لندن است، نه واشنگتن؛ بلکه اجماعِ فهمِ انسانی است - جایی که دانش، از تملک رها میشود و به گفتوگو بدل میگردد.