نتایج بهتر در درمان: استفاده از تمرین عامدانه جهت بهبود اثربخشی رواندرمانی✍🏻دکتر اسکات دی. میلر
در سال 2007، من و همکارانم مقالهای با عنوان «ابردرمانگران: راز موفقیت آنها چیست؟» منتشر کردیم. در آن مقاله، ما در مورد وضعیت تلاشهای ده ساله خود برای درک اینکه چرا برخی از رواندرمانگران به طور مداوم از دیگران مؤثرتر هستند، گزارش دادیم. اگرچه این پدیده برای اولین بار در اواسط دهه 1970 توسط روانشناس دیوید اف. ریکس گزارش شده بود، اما توضیح علمی برای اثربخشی برتر این رواندرمانگران از دسترس خارج بود. هدف ما ساده بود: بفهمیم بهترینها چه میکنند تا بقیه ما بتوانیم از آن تقلید کنیم و نتایج خود را بهبود بخشیم.
پس از شروعهای اشتباه و بنبستهای تجربی فراوان، معلوم شد که نکته کلیدی به سادگی این است که «بهترینِ بهترینها به سادگی برای بهبود عملکرد خود بیشتر از دیگران تلاش میکنند». تلاش آنها برای بهبود صرفاً در مورد صرف ساعتها نبود، بلکه صرف زمان برای دستیابی به اهداف عملکردی فراتر از سطح مهارتشان بود که در ادبیات متبحران و تبحر به عنوان «تمرین عامدانه» شناخته میشود. دههها پژوهش، تأثیر تمرین عامدانه را در طیف وسیعی از تلاشهای انسانی از جمله ورزش، موسیقی، جراحی، تدریس، برنامهنویسی کامپیوتر و شطرنج مستند کرده بود. با کمال تعجب، علیرغم این مبنای پژوهشی گسترده، تا زمان انتشار مقاله ما، این اصطلاح، چه رسد به فرآیند آزمودن تجربی آن، هرگز در هیچ مطالعه یا نشریهای در مورد رواندرمانی ظاهر نشده بود.
چهار سال گذشت تا مقالۀ بعدی در این زمینه منتشر شد. در «مسیر رسیدن به تسلط»، ما یک بهروزرسانی در مورد پژوهشها خود ارائه کردیم و این بار بر نقش مهم محیط در تمرین عامدانه موفق تمرکز کردیم. در تعدادی از کاربردهای عملی در سراسر جهان، ما کشف کردیم که بدون یک جامعه حامی، اکثریت افراد در حفظ تلاشهای خود شکست میخورند. معلوم شد که تمرین عامدانه سخت است. در این مقاله، ما نوع و حتی مکانهایی را که رواندرمانگران میتوانند از آنها حمایت لازم برای پشتکار را دریافت کنند، شرح دادیم.
در سال 2015، ما اولین تحقیق تجربی را در یک مجله معتبر در مورد نقش تمرین عامدانه در رواندرمانی منتشر کردیم. در طول شش سال طولانی که صرف این مطالعه انجام شد، ما نمیدانستیم که آیا کار قبلی ما تأیید میشود یا رد میشود. نیازی به گفتن نیست که ما از اینکه تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که مؤثرترین رواندرمانگران 2.5 برابر بیشتر از رواندرمانگران با نتایج متوسط، زمان به تمرین عامدانه اختصاص میدهند، خوشحال و آسوده خاطر شدیم. تجزیه و تحلیل بیشتر نشان داد عواملی که مدتها تصور میشد بر اثربخشی درمانگر تأثیر میگذارند، هیچ کمکی نمیکنند: از جمله سالهای مربوط به تجربۀ رواندرمانی، جنسیت، سن، رشته حرفهای، تعداد درمانجویانی که هر رواندرمانگر با آنها کار میکند و جهتگیری نظری.
در این مرحله، بسیاری از پروژههای دیگر در حال انجام بود.
• مروری بر 40 سال تحقیق در مورد نتایج برای تعیین اینکه آیا اثربخشی کلی رواندرمانی راکد، در حال بهبود یا کاهش است.
• مطالعهای در مورد تأثیر تجربه درمانگر بر اثربخشی.
• فراتحلیلی که تأثیر تمرین عامدانه را در مقابل «زمان صرف شده صرف» در یک فعالیت خاص مقایسه میکند.
• مطالعهای که بررسی میکند آیا درمانگران متوسط میتوانند نتایج خود را با انجام تمرین عامدانه بهبود بخشند. و
• یک کارآزمایی تصادفیسازی و کنترلشده که تأثیر یک فعالیت خاص تمرین عامدانه را بر مهارتهای ارتباطی درمانگر بررسی میکند.
نتایج، بسیاری از باورهای دیرینه را به چالش کشیده است. با این حال، مهمتر از همه، آنها اولین شواهد ملموس از مسیری را برای دستیابی به بهبود معتنبر نتایج درمانگران فردی ارائه کردهاند. به چیزی که مدتها از دسترس حوزۀ رواندرمانی خارج بود.
با در نظر گرفتن یافتهها آنچه برای ما معلوم شده این نکات است:
• علیرغم تکثیر مدلهای درمانی، نتیجه کلی رواندرمانی در چهار دهه بهبود نیافته است.
• برخلاف سنت و باور، اثربخشی درمانگر در واقع با افزایش تجربه در این زمینه کاهش مییابد.
• تأثیر تمرین عامدانه بر عملکرد دو برابر «زمان صرف شده صرف» است.
• انجام تمرین عامدانه به آرامی، پیوسته و به طور قابل توجهی اثربخشی درمانگر را بهبود میبخشد. و
• آموزش هدفمند تمرین عامدانه به طور قابل توجهی کسب مهارتهای اساسی ارتباطی و استفاده از آنها در موقعیتهای دیگر را بهبود میبخشد.
https://t.me/EntesharatEbneSinahttps://t.me/AcademyofPsychotherapy