🔹مولفههای غیریتساز گفتمان نواندیشی دینی با فقه سنتی
✔علی الهی خراسانی
🔸نواندیشی دینی بهمثابه یک جریان علمی با پذیرش اعتبار وحی و سنت اطمینانی پیامبر اسلام با پنج مولفه اساسی از فقه سنتی فاصله میگیرد که به اجمال بدین ترتیب است: (البته میتوان شاخصهای دیگری برای نواندیشی دینی درنظر گرفت و من رویکرد انحصارگرایی ندارم)
۱- باور به تاثیر مقاصد و اهداف شریعت در استنباط حکم شرعی بهویژه عدالت و کرامت انسانی و رجوع به عرف کارشناسی در تعیین مصادیق و تطبیقات
۲- امکان و وقوع تاریخمندی احکام شرعی منصوص در حوزه معاملات بالمعنی الاعم مانند مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و خاصتر مانند حقوق زنان (البته تاریخمندی بصورت روشمند و علمی ثابت میشود. در فقه سنتی نیز پذیرش احکام ولایی که در شریعت نیست و حکم شرعی بهشمار نمیرود باور به نوعی تاریخمندی است.)
۳- قرار گرفتن قرآن بسان قانون اساسی و اعتبار سنت در پرتو اصول و اهداف قرآنی و نفی حکومت سنت بر قرآن
۴- مبدأ بودن حق در فقه و توجه به حقوق جدید عقلایی و سنجش احکام بر مدار حقوق (البته با پذیرش این مبنا که حق، اعتبار مستقل عقلایی با ویژگیها و کارکرد عقلایی خاص خود و متفاوت با حکم است)
۵- پردازش مسائل نوپدید در جامعه و توجه به رویکرد میانرشتهای در فقه با علوم انسانی و ریشههای اجتماعی مسائل
🔸باری! به هر میزانی که اندیشمندی به مولفههای فوق باور داشتهباشد، در جریان نواندیشی دینی قرار میگیرد. این جریان، یک طیف است و اشخاص میتوانند حتی نزدیک و متمایل به این جریان باشند. بهعنوان مثال آقایان سیدمحمدعلی ایازی، مهدی مهریزی، مصطفی محقق داماد، حیدر حبالله و احمد مبلغی بیشترین پذیرش را نسبت به مولفههای بالا در نواندیشی دینی دارند. (البته با اختلاف نگاهها و دیدگاههای علمی در تحلیل هر مولفه که در دانش، امری طبیعی است.)
🔸اما آقایان ابوالقاسم علیدوست، داوود فیرحی و محمد سروش محلاتی برخی مولفهها را دارا و نسبت به برخی مولفهها نظر شفافی ابراز نداشتند و یا باوری ندارند. مثلا آقای سروش محلاتی در فقه خود به حقوق توجه محوری دارد اما نقش کرامت انسانی در فقه را کنار میگذارد. آیتالله منتظری(متاخر) و آیتالله صانعی نیز همینگونه هستند. اما این اندیشمندان را میتوان در جریان نواندیشی دینی قرار دارد که با فقه سنتی فاصله دارند و با دیدگاهها و تلاشهای ممتاز خود با فقه سنتی، جریان نواندیشی دینی را تقویت و کمک میکنند.