شاهزاده سوئدی به جمع کارکنان بیمارستان‌ استکهلم پیوست

پرنسس سوفیا، شاهزاده سوئد به جمع کارکنان یکی از بیمارستان‌های استکهلم پیوست تا در دورانی که کشورش با شیوع کرونا دست و پنجه نرم می‌کند، به خدمۀ بیمارستان در کارهای تمیز کردن و پخت و پز کمک کند.

این شاهدخت ۳۵ ساله که خود مادر دو فرزند است، اعلام کرده است که می‌خواهد در خط مقدم کمک به بیماران کووید ۱۹ باشد و به همین دلیل پس از اتمام یک برنامۀ آموزشی فشردۀ آنلاین، کارش را در یکی از بیمارستان‌های پایتخت سوئد که با کمبود نیرو مواجه است، آغاز کرد./یورونیوز
.
- مقایسه کنید با فرزندان مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران
.
#سوئد #کرونا

@Tavaana_TavaanaTech

1 comment

👆وقتی "سلطنت" از معنای آغازین‌اش تهی شود، چنین می‌شود.
"سلطنت"ها از عمده سازه‌های قدرتی در جوامع پیشامدرن بودند. درمصرباستان زودتر از ایران پیداشد. درایران مقارن آغاز سلسله هخامنشی شروع شد. پیش از آن مادها و وپارس‌ها و‌پارت‌ها کلان‌قبیله‌های همخون بودند که "رئیس‌قبیله" داشتند، نه پادشاه. کوروش نخستین پادشاه ایران‌زمین شد.

فرق پادشاه با رئیس‌قبیله در نداشتن پیوندخونی با "رعایای" خود است. این فقدان، پیامدهای عاطفی داشت که منجر به تاسیس پادشاهی به مثابه "حکومت" شد. رئیس قبیله "حکومت" نمی‌کند او "بزرگی" می‌کند. در "بزرگی‌کردن" خشونت محل چندانی ندارد ولی "خشونت" ابزارمحوریِ ابراز و استمرار "قدرت" در حکومت‌هاست. این فهم از نقش خشونت در حکومت را وامدار خطی‌ از اندیشمندان اجتماعی هستیم که از تامس هابز در قرن هفدهم تا ماکس‌وبر در اواخر قرن نوزدهم امتداد می‌یابد. در عرصه‌مدرن که "اصالتِ‌فردانسانی" برآمد، خشونتِ سلطنت مسئله‌دار شد. "سلطنت"ها ابتدا مشروطه شدند و سپس منحل‌گردیدند و "جمهوریت" بجایش نشست. هنوز "سلطنت"ها در جهان مدرن هستند که "بی‌معنا" شده‌اند، و بدل به شیرهای بی‌یال و دُم و اِشکم گردیده‌اند، مثل سلطنت در سوئد و بلژیک و هلند و انگلستان و... که بزودی منحل خواهند شد.

در جوامع پیشامدرن، هنوز "سلطنت" بی‌معنا نشده است، حتی خیلی‌جاها مثل ایرانِ پهلوی، سلطنت مشروطگی را هم از سرش واکرد. در ژاپن آمریکایی ها با قانون‌اساسی‌ای که برای ژاپن زیر سرکوفت شکست جنگ دوم جهانی نوشتند، مشروطگی را بر فرق خاندان هیروهیتو کوبیدند، که فعلا دوام آورده است. سلطنت تایلند "مشروطه" شد اما در دامان دین‌پناه جست تا هرچند به لحاظ سیاسی مشروطه باشد اما اقتدارمعنوی بلامنازع‌اش را در چارچوبه نسخه‌ای از الاهیات بودایی/هندو حفظ کرده باشد. اما تاریخ چهارهزاره‌ای "سلطنت" به پایان رسیده است تا سلطنت‌ها جز وصله‌هایی مندرس بر قامت جوامع نباشند. جوامع انسانی این وصله‌ها را از دامن‌شان خواهند تکاند؛ برخی زودتر برخی قدری دیرتر.