▪️عدم وجود مدرک

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲


باور(Belief) از ما انسان می‌سازد. ابزار ما برای رقصیدن با آینده احتمالی، مقابله با ترس‌هایمان و ساختن جامعه، باور است. سلیقه شخصی و ترجیحات نیز به ما تعلق دارند و کمک می‌کنند تا خودمان را باور کنیم.

برای هزاران سال در بیشتر بخش‌های زندگی‌مان، باور نقش چشمگیری ایفا کرده است. ما برای پی‌بردن به اینکه آتش می‌سوزاند ( و همیشه همین‌طور است)، نیازی به باور نداشتیم، اما مطمئناً در مواجهه با ناشناخته‌ها، باور به ما امید و آرامش می‌داد و ناشناخته، جایی است که باور در آنجا قدرتمندتر می‌شود.

اما مقاومت در برابر دانستن، عادت مفیدی نیست. زمانی که Ignaz Semmelweis از آمار استفاده کرد تا ثابت کند شستنِ دست توسط پزشکان، جان مادرانی را که زایمان می‌کردند نجات می‌دهد، پزشکانی که معتقد بودند خودشان بهتر می‌دانند، آن را نادیده گرفتند و باعث مرگ و میرهای بی‌شماری شدند. وقتی محققان نشان دادند که بسیاری از زخم‌ها توسط باکتری‌ها ایجاد می‌شوند، پزشکانی که با اعتقاداتی از گذشته‌های دور، طبابت می‌کردند، برای دهه‌ها در برابر داده‌ها مقاومت کردند. و هنگامی که متخصصان در هر زمینه‌ای با تحقیقاتی که ممکن است موقعیت آنها را تضعیف کند مبارزه می‌کنند، به باور خود و کسانی که به آنها اعتماد دارند آسیب می‌رسانند.

شواهد بیشتری در دنیا نسبت به قبل وجود دارد، نه کمتر. دیگر این گزاره صحیح نیست: « وقتی آن را ببینم، باور می‌کنم»، بلکه این درست است: «من به اندازه کافی اعتماد به نفس دارم که نظرم را تغییر دهم و به اندازه کافی آگاه هستم که بتوانم با ریاضیات محاسبه انجام دهم و مفاهیم را بفهمم». ما شواهدی در مورد ریاضیات، در مورد سیاهچاله‌ها و در مورد کارایی واکسن‌ها داریم. ما شواهدی آماری داریم که نشان می‌دهد مردم روی چه چیزی کلیک می‌کنند و انسان‌ها در یک آزمایش دوسوکور، چگونه پاسخ می‌دهند.

این باعث نمی‌شود که اهمیت باور کم شود. در واقع، همان‌طور که اثبات‌شده، فقط این فرصت را به ما می‌دهد که باور را در جای دیگری به کار بریم، جایی که بتوانیم از آن به خوبی استفاده کنیم. ذائقه شخصی، دارونماها و نحوه رقصیدن ما با آینده‌ای ناشناخته، راه‌های قدرتمندی برای برقراری ارتباط، ابراز وجود و یافتن آرامش هستند.

اما زمانی را که صرف می‌کنیم تا با جر و بحث ثابت کنیم آمادگی پذیرش [ باورهای جدید] را نداریم، صرفاً داریم وقت تلف می‌کنیم. باور، نیازی به اثبات ندارد، همان‌طور که ماهی، نیازی به دوچرخه ندارد.


.

Comments

Be the first to add a comment