در ادبیات سیاسی باوری ساخته و پرداخته شده است که به "دولت نهان" (Deep State) مشهور است. تحلیل این باور برای جامعه سیاسی ما بسیار مهم است. باور "دولت نهان" بدان معناست که در آمریکا، انگلستان، فرانسه و بسیاری دیگر از دولت ها هسته ای پنهان وجود دارد که همه امور اساسی مربوط به قدرت سیاسی را هدایت می کند و دنیا بر سرانگشت آنان می چرخد. دولت نهان به معنی دولت در سایه یا وجود اپوزیسیون رسمی نیست که مثلا دولت مستقر را نقد کند یا منتظر نوبت قدرت یابی خود باشد. دولت نهان یعنی که در یک حکومت رسمی و با وجود یک دولت رسمی، آن که حکومت می کند لایه عمیق تر و پنهان تری است که حتی دولت سایه یا اپوزیسیون درون نظام های سیاسی را هم هدایت می کند. این باور، تقریبا همه جریان های طبیعی و اجتماعی و علمی و فلسفی که در جوامع بشری می گذرد را نادیده می گیرد و تقریبا همه چیز را ناشی از یک دستِ پنهان می داند. این در حالیست که در جهان، متفکرانی در حوزه های گوناگون علمی فعالند، گروه های مختلفی در پیکار منافع دست در گریبانند، فناوران و نوآورانی در کار رشد و توسعه جوامعند، تجار و صنعتگرانی در تکاپوی دائم اند، و هزاران جنبش و پویش در کارگاه عظیم اجتماعات بشری دست به کارند. دیدگاه "دولت نهان" همه اینها را نادیده می انگارد و تنها و تنها تحولات سیاسی را ناشی از گروهی در پس پرده تلقی می کند. هر چند که دست های پنهانی در پشت نظام های سرمایه داری یا دستگاه های امنیتی یا احزاب سیاسی برخی از تحولات سیاسی را رقم می زنند اما نمی توانند "همه" جریان های علمی، فلسفی، فرهنگی و اقتصادی را تعیین کنند. بسیاری از تحولات تاریخی را می توان مشاهده کرد که در یک جریان طبیعیِ چند صد ساله رشد کرده اند و اساسا نمی تواند نتیجه دسیسه یک گروه پنهان باشد. چنین باوری ساده لوحانه یا شاید عوامفریبانه است و نمی تواند همه زندگی علمی، اقتصادی و سیاسی غربیان را توضیح دهد. در واقع باور به اینکه یک دولت نهان می تواند چنین تحولاتی را صورت دهد بیش از حد ساده لوحانه است. اما، این باور، پیامد مخربی دارد و آن اینکه برای شما تبدیل به الگویی می شود که بر اساس آن حکومت را بصورت تصنعی بسازید و توجیهی فراهم می کند که شما نیز به خیال خام خود در پی تشکیل دولت نهان برآیید.
اگر چه چنین باوری را می توان نظریه توطئه نیز نامید اما "باور به دولت نهان" ویژگیهای دیگری نیز دارد که در زندگی سیاسی ما ایرانیان بسیار تاثیرگذار است. از این رو، مهم برای ما فهم پیامدهای چنین باوری است. اگر این باور رواج داشته باشد چه تاثیراتی بر رفتار سیاسی و الگوی حکمرانی دارد؟ بنظرم مهمترین موضوع برای ایران امروز طرح همین پرسش است. باور به دولت نهان سبب می شود که: ۱- این باور برای شما به الگوی حکمرانی تبدیل می شود و لذا شما نیز اقدام به تشکیل چنین دولتی می کنید تا همه امور را "هدایت" کنید؛ ۲- "مردم" برای شما بلاموضوع می شوند و فرقه سازی و فرقه سالاری در درون حکومت ها رواج می یابد؛ ۳- "تسخیر نهادی" و نه مردم سالاری برای شما در اولویت قرار می گیرد. کلیه ساختارها و نهادهای حقوقی حاکمیت را از کار می اندازید تا قوای مقننه و مجریه و قضائیه را تسخیر کنید؛ در واقع خود به ضد حکومت تبدیل می شوید؛ شاید بدون اینکه از آن آگاه باشید؛ ۴-تکلیف بسیار بزرگی را بر دوش خود یا بر دوش همان "دولت نهان"می گذارید و چون به اندازه کافی عِدّه و عُدّه ندارید بتدریج ضعیفترین و ناکارآمدترین و کم استعدادترین نیروهای انسانی را دوروبر خود جمع می کنید و سفله گان را بر نخبگان برتری می بخشید. ۵- بدلیل جذابیتی که نظریه "دولت نهان" برای دستیابی به قدرت و منزلت و ثروت دارد براحتی برای توجیه مقام طلبی ها مورد بهره برداری قرار می گیرد و در زیر لایه ای از توجیه سیاسی یا تقدس ایدئولوژیک خود را پنهان می کند؛ ۶- بنای حرکت های طبیعی مردمان را در علم، فرهنگ و اقتصاد به هم می ریزد و این تصور ساده لوحانه را گسترش می دهد که با "برنامه ریزی های دقیقِ" سیاسی، نظامی، امنیتی می توان رشد جامعه بشری را محقق کرد؛ ۷- امکان دخالت نظامیان در سیاست را گسترش می دهد و بویژه ساده لوحیِ رانت جویانه ای را در میان آنان رواج می دهد که به تباهی و فساد آنان و رواج حکومت های بی هویت دامن می زند. ۸- باورمندان به "دولت نهان" اساسا اصالتی برای قانون قائل نیستند؛ یعنی نمی توانند قائل باشند. "قانون بازند" تا "قانون ساز". ۹- در پیامد، این باور فاسد را در جامعه رواج می دهند که برای کسب ثروت و قدرت و منزلت باید به "دولت نهان" آویزان شوید.