چطور به اهالی بهارستان نمره ندهیم؟
خیلیها وقتی میخواهند اهمیت هدفگذاری و برنامهریزی را برای اهالی کسبوکار نشان دهند؛ از بخشی از داستان معروف لوییس کارول (آلیس در سرزمین عجایب) استفاده میکنند. در آن داستان آلیس بر سر دو راهی از گربه میپرسد که از کدام راه باید برود و گربه پاسخ میدهد بستگی به این دارد که مقصدش کجاست و کجا میخواهد برود و وقتی این را از آلیس میشنود که خیلی برایش مهم نیست مقصدش چه باشد، پاسخ میدهد پس خیلی مهم نیست از کدام راه بروی! به همین شکل در مورد هر پدیده دیگری هم وقتی میتوان در مورد چگونگی طی مسیر صحبت کرد که از پیش هدف و مقصد مشخصی برای آن در نظر گرفته باشیم، ارزیایی عملکرد وکلای مجلس هم وضعیت متفاوتی ندارد..
در این یادداشت کوتاه جریده وزین دنیای اقتصاد شرح داده ام در ارزیابی عملکرد پارلمان سه نباید اصلی وجود دارد:
الف) عملکرد مجلس را با تخصص نمایندگان آن نمیسنجند.
ب) عملکرد مجلس را با تعداد طرحها و لایحههای تصویب شده در آن نمیسنجند.
ج) عملکرد مجلس را با «مردمی» بودن نمایندگان نمیسنجند.جان کلام این است که کمتر بتوان با عبارتهایی کلی مانند عملکرد بر اساس منافع ملی و مانند آن ارزیابی واقعبینانهای از مجلسیها ارائه کرد، انتظاری که از یک مجلس خوب میتوان داشت این است که دیدگاههای مختلف جامعه بتوانند در آن حضور داشته باشند و حقوق افراد در کشاکش رقابتهای سیاسی در امان بماند. درست است که حتی در دموکراتیکترین کشورها هم احزاب مختلف بهدنبال وضع به اصطلاح قانونهای مناسب و پیشبرد پروژههای سیاسی خود هستند، ولی نباید تصور کرد یک گروه حتی با اکثریت آرا میتواند شهروندان را از حقوق اساسی خود مانند مالکیت محروم کند و هر چیزی را به عنوان قانون تصویب کند. بهنظر میرسد برای ارزیابی یک مجلس بیش از آنچه تصویب کرده است، آنچه که به خود اجازه نداده است تصویب کند اهمیت داشته باشد! به قول هایک بزرگ نمی توان هم شهروندان آزاد داشت و هم پارلمان آزاد، والله اعلم.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
http://bit.ly/2SDZ6Mlکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel