⭕️«تهدید به جنگ، تنها راه دستیابی به صلح با ایران است»
📌مشاور پیشین دولت آمریکا در امور خاورمیانه معتقد است که دولت بایدن بهمنظور کاهش خطر درگیری با جمهوری اسلامی و بالا بردن احتمال موفقیت دیپلماسی، باید ترس ایران از واکنش ایالات متحده را بازگرداند
♦️دنیس راس، از متخصصان برجسته اندیشکده «انستیتو واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک» که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما مشاور ویژه دولت آمریکا در امور خاورمیانه و ایران بود، با انتشار یادداشتی در نشریه «فارین پالیسی»، مینویسد که تهران بهدلیل روبهرو نشدن با واکنش شدید درقبال نقض تعهدهای هستهای خود، دیگر ایالات متحده و طرفهای برجام را جدی نمیگیرد و واشینگتن بهمنظور احیای توافق هستهای، باید گزینه تهدید نظامی را روی میز بگذارد.
رویکرد دولت بایدن درقبال ایران تاکنون مبتنیبر تلاش برای محدود کردن برنامه هستهای جمهوری اسلامی از طریق احیای برجام، توافق هستهای سال ۲۰۱۵، و اعمال محدودیتهای در نظر گرفتهشده در آن برای زیرساختهای هستهای ایران تا سال ۲۰۳۰، بوده است. مقامهای دولت فعلی آمریکا معتقدند که پس از احیای برجام، زمان مذاکره برای یک توافق «طولانیتر و قویتر» خواهد بود که در آن بندهای غروب برجام، مربوط به موعد پایان محدودیتهای هستهای ایران، تمدید و مسائل مربوط به موشکهای بالیستیک و رفتارهای تهاجمی ایران در منطقه نیز در نظر گرفته میشود.
برنامه احیای برجام و سپس تبدیل آن به توافق طولانیتر و قویتر، به نوشته دنیس راس، مانند طرحی نظامی است که تا پیش از رویارویی با دشمن کارآمد به نظر میرسد، اما موفقیتش بسته به همراهی ایرانیهاست، درحالیکه آنها نشان دادهاند شریک برنامههای کاخ سفید نخواهند شد.
جمهوری اسلامی در عوض، برنامه هستهای خود را بسیار تهدیدآمیزتر کرده و در این فرایند، درمورد امکان دستیابی به راهحل دیپلماتیک، تردیدهایی را برانگیخته است. آنها علاوهبر جلوگیری از دسترسی آژانس بینالمللی انرژی هستهای به دادههای نظارتی مربوط به فعالیتهای غنیسازی در ایران، گامهایی برداشتهاند که هیچ هدف غیرنظامی قابل توجیهی ندارد: غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰درصد و همچنین تولید اورانیوم فلزی.
بنابر اعلام مقامهای جمهوری اسلامی، این قدمها پاسخی به اقدامهای خرابکارانه منتسب به اسرائیل علیه روند ساخت و بهکارگیری سانتریفیوژهای غنیسازی اورانیوم در تاسیسات کرج و نطنز بوده است؛ اما بنابر این یادداشت، اینها صرفا بهانههایی است برای انجام اقدامهایی که هیچ ارتباطی با استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای ندارند.
مقامهای دولت بایدن البته توجیهات جمهوری اسلامی برای گام برداشتن بهسمت سلاح هستهای را نمیپذیرد، اما به نوشته راس، در گفتوگو با اسرائیلیها، «فشارها بر ایران را به دو دسته خوب و بد تقسیم کرده» و برای مثال، خرابکاری در نطنز و کرج را از نوع «فشار بد» دانستهاند، زیرا ایرانیها آن را دستاویزی قرار دادند برای غنیسازی در سطوح نزدیک به آنچه برای ساخت سلاح هستهای مورد نیاز است و همچنین تولید فلز اورانیوم که کارکرد اصلی آن چیزی نیست جز ساخت هسته بمب اتمی.
در ادامه این یادداشت آمده است: «ایران قطعا با این اقدامها از آستانههای خطرناکی عبور کرده است و هرچند مقامهای آن کشور از اهمیت این موضوع آگاه بودند، اما از آن نترسیدند. آنها بهوضوح، واکنش چندان جدی ایالات متحده و دیگر اعضای گروه ۱+۵، یعنی چین، فرانسه، آلمان، روسیه، و بریتانیا را در قبال اقداماتشان، نه در عرصه دیپلماتیک و نه بهشکلهای دیگر انتظار نداشتند؛ و در نهایت هم حق با آنها بود و اقدامهایشان هیچگونه عواقبی درپی نداشت.»
بیشتر بخوانید...