رقص بر سر
مزار دنیا فرهادی، دختر بیست و دو سالهای که شانزده آذر مفقود شد و پیکر بیجانش را پدر و مادرش در رودخانه کارون یافتند
پایکوبی بر سر مزار #دنیا_فرهادی (سونیا) شبیه به رسمی است که برخی از اقوام ایرانی از دیرینه داشتهاند؛ رقصی با شیون توامان با خندهای تلخ و خشم نشانهای از ایستادگی تا پای مرگ. شبیهاش را در رقص مرگ یا پیشمرگ برخی از قبایل کُرد میتوان یافت. تُشمالهای بختیاریها هم در مراسم عزا یا جنگ به همین شیوه مینواختند.
پیشینه ادبی هم دارد. مثلا نظامی میگوید:
به غلغل درآمد جرس با درای
بجوشید خون از دم کرنای
یا خاقانی سروده:
کوس حاج است که دیو از فزعش گردد کر
زو چو کرنای سلیمان دم عنقا شنوند
در میان این عزای جنگآلود، مشتی هم باورهایی از چپگراترین و مرتجعترین گروههای سیاسی غرب را تقلید میکنند؛ بدون اینکه هیچ زحمت فکری در دانستن و آموختن از دستاوردهای تمدنی غرب داشته باشند.
میخواهند همه چیز را با عینک همان ایدئولوژی و در راستای عقاید پرسشناپذیرشان تفسیر کنند، چه هنگامی که رسوم ملی ایرانیان را نشناخته میستایند، چه هنگامی که آن را نشناخته رد میکنند. حکایت این روشنفکران خودخوانده حکایت نجاری است که چکشی در دست دارد و همه چیز را میخ میبیند!
@MitraJashni@PN_KFP