ما مردمی که هنوز نمیفهمیم غیر از خودمان هیچ کس را نداریم...
من توانایی دیدن این فیلم را تا انتها نداشتم، هربار صدای کتک خوردن آن دو مرد جوان میپیچید توی سرم و تنم پر از درد میشد، صدای خورد شدن و شکستن تمام وجودشان را میشنیدم، چهرههای جوان و عاصیشان تا همیشه در یاد من باقی میماند.
در داعشی بودن حکومت ایران که هیچ شکی نیست، در تمامیت خواهی و اقتدار طلبی پوشالیاش هم. در این مطلب نمیخواهم در مورد تبعات این حرکت حکومت که منجر به بازتولید چرخهی خشونت و جرم خواهد شد صحبت کنم.
اما معنی مسئولیت شهروندی چیست؟ آن شهروندانی که ماسک سیاه زدهاند و متهمین را کتک میزنند شرف و انسانییتشان را در مقابل پول فروختهاند. حکومت برای به حرکت درآوردن ماشین سرکوبش نیاز به ابزار و پیچ و مهره دارد، این مامورها ابزارهای ماشین سرکوبند به قیمتی ناچیز.
اما ما مردم چرا باید ابزار سرکوب باشیم؟ چرا باید خریدار این فاجعهی ترسناک باشیم؟ چرا باید بایستیم و کتک خوردن یک انسان اسیر را نگاه کنیم؟ من نمیگویم باید از مردم توقع داشت که به پلیس و ماموران حمله کنند، مقابل گلوله ایستادن آسان نیست، و میدانیم که رژیم بیهیچ ملاحظهای میکشد.
اما آیا نباید از خودمان توقع داشته باشیم که تماشاگر چنین خشونتی نباشیم، آیا نمیشد این مردم همیشه حاضر در صحنه!همه با هم پشتشان را به این رژهی قرون وسطایی بکنند؟ نمیشد همه با هم در کنار همان خیابان بنشینند و فریاد بکشند تا صدای شکستن آن دو مرد جوان در هیاهوی فریاد اتحاد مردم بدیل به فریاد همراهی شود؟ نمیشد همه با هم فقط دست روی چشمهایشان بگذارند و سکوت کنند؟ میشد، به راحتی هم میشد.
آیا در آن صورت حکومت دیگر چنین رژهای را اجرا نمیکرد؟ حتما میکرد اما در آن صورت دیگر ما مردم پیچ و مهرهی ماشین سرکوبش نبودیم. در آن صورت ما مردمی بودیم که مبارزه را یاد گرفته بودیم، ما مردمی بودیم که مسئولیت شهروندی داشتیم و در وجودمان مهر به انسانییت نمرده بود. تاکید میکنم که در شقاوت این حکومت هیچ هیچ هیچ شکی نیست اما ما هم همان مردمی هستیم که به تماشای اعدام میرویم. ما مردمی که هنوز نمیفهمیم غیر از خودمان هیچ کسی را نداریم...
پ.ن: فیلم را منتشر نکردم چون دیدنش بسیار آزاردهنده بود...
برگرفته از
تلگرام مهتاب قربانینظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech